تاریخ ارسال:05:51 - 1394/03/05 شناسه: 10

وصیت نامه حضرت زهرا (س)

پسر عمو! من خبر مرگ خویش را دریافت کرده ‏ام و لحظه به لحظه به زمان دیدار پدر بزرگوارم نزدیک‏تر مى ‏شوم، اکنون تو را به انجام خواسته ‏هایى که در دل دارم سفارش مى‏ کنم.

بسم الله الرحمن الرحیم
هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول الله
اوصت و هی تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلی الله علیه و آله) عبده و رسوله و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور یا علی! انا فاطمة بنت محمد زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة انت أولی بی من غیری حنطنی و غسلنی و کفنی باللیل و صل علی و ادفنی باللیل و لا تعلم احدا و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة (بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۱۴).

در آخرین لحظات حیات حضرت زهرا(علیهاالسلام) وقت آن رسیده بود که ایشان رازهایى را که در این مدت در سینه نهان داشته بود در قالب وصیت‏هاى لازم الاجراء با همسرش درمیان بگذارد. از این رو، عرضه داشت:

پسر عمو! من خبر مرگ خویش را دریافت کرده ‏ام و لحظه به لحظه به زمان دیدار پدر بزرگوارم نزدیک‏تر مى ‏شوم، اکنون تو را به انجام خواسته ‏هایى که در دل دارم سفارش مى‏ کنم.

امام علی(‏علیه‎السلام) به او فرمود: دخت رسول خدا(صلى الله علیه و آله)! هر چه دوست دارى سفارش ‏کن .

امام‏ بر بالین زهرا نشست و از افراد حاضر در خانه خواست خارج شوند و سپس فاطمه زهرا (علیهاالسلام) لب به سخن گشود و عرضه داشت:

پسر عمو! بر این باورم از آن زمان که زندگى خود را با تو آغاز کردم، در خانه ‏ات دروغ نگفتم و به تو خیانت نورزیدم و از اطاعتت سر بر نتافتم.

امام فرمود:
حاشا! از چنین چیزى فاطمه جان! تو به عظمتِ خداوند آگاه‏تری و نکوکارتر و پروا پیشه ‏تر و گرامى‏ تر(از تو وجود ندارد) و ترس و بیم تو از خدا بیشتر از آن است که من تو را بر نافرمانى‏ ات مورد نکوهش قرار دهم. جدایى و از دست دادنت برایم بس دشوار است، ولى راه گریزى از آن نیست، به خدا سوگند! با رفتنت مصیبت جانسوز رسول خدا (صلى الله علیه و آله) را یک بار دیگر برایم تازه کردى، بارِ جدایى و رحلتِ تو فوق‎العاده سنگین است، همه از خداییم و به سوى خدا باز مى‏گردیم، مصیبت و فراق تو آنقدر اندوهبار است که سخت‏تر و دردناک‏تر و رنج‎آورتر و غم‏انگیزتر از آن وجود ندارد! مصیبتى است که عزا و مصیبتى فراتر از آن نمى‏ توان سراغ داشت.

سپس لحظاتى هر دو گریستند و امام‏ سر مبارک فاطمه‏(علیهاالسلام) را بر سینه نهاد و آنگاه فرمود:

(فاطمه جان!) هرگونه وصیتى مى ‏خواهى به من سفارش کن، به وصیّت‏هایت مو به مو عمل خواهم کرد و هر چه را به من فرمان داده ‏اى به انجام مى ‏رسانم، و فرمان تو را بر کار خود ترجیح مى ‏دهم.

زهراى مرضیه‏(علیهاالسلام) عرضه داشت:

پسر عمو! خداوند از ناحیه من به تو پاداش خیر عنایت کند، نخستین وصیّتم این است که پس از من زنى را به ازدواج خویش درآورى... زیرا مردان بدون زن نمى ‏توانند ادامه زندگى دهند .

و سپس معروض داشت:

سفارش بعدیم این است که اجازه ندهى هیچ یک از افرادى که در حقم ستم روا داشتند در تشییع جنازه ‏ام حاضر شوند، زیرا آنان دشمنانِ خدا و رسولند و رخصت ندهى هیچ کدام از آنان یا هوادارانشان بر جنازه‏ ام نماز بگزارند و شبانگاه، آن زمان که دیدگان مردم آرامش یافت و چشم‏ها به خواب رفت، مرا به خاک بسپار. (۱)

به نام خداوند بخشنده مهربان
این وصیت نامه فاطمه دخت رسول خداست، در حالی وصیت می کند که شهادت می دهد، خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد(صلی الله علیه و آله) بنده و پیامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت فرا خواهد رسید، شکی در آن نیست و خداوند مردگان را زنده وارد محشر می کند. ای علی! من فاطمه دختر محمد(صلی الله علیه و آله) هستم، خدا مرا به ازدواج تو درآورد، تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو از دیگران بر من سزاوارتری، حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن و هیچ کسی را اطلاع نده! تو را به خدا می سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم