تاریخ ارسال:چهارشنبه, 29 مهر, 1394 - 15:14 شناسه: 89

حجت الاسلام والمسلمین عدالت (موضوع: ادب, انتخاب اسم, تربیت فرزند)

ببخشید، عفو کنید تا از شما عفو کنند، تو که طاقت نداری یک جریان را ببینی کریمانه از کنارش عبور کنی؛ تمامش کنید به گذشته ها صلوات بفرستید تمام. اینجا توقع داری خداوند ببخشد.

بسم الله رحمن الرحیم

  الحمدلله رب العالمین الصلاة والسلام علی سید الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد(صلی الله علیه وآله و سلم) الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین و لعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
  «اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَ فی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً»

هدیه کنید به پیشگاه مقدس و منور آقا حجت بن الحسن عسکری صلوات جلی ختم کنید.

ان شاء الله قدماتون به کربلا برسد عتبات با معرفت زیارت  کنید همین امسال زائر قبر پیغمبر بشوید صلوات دوم محمدی ختم کنید هدیه کنید به پیشگاه مقدس امام، شهداء، مراجع تقلید، علما، اموات خودتون و به جهت سلامتی شیعیان حضرت مهدی، سلامتی مراجع تقلید، رهبر معظم، سلامتی خودتون و خانواده هایتان صلوات سوم را حسینی ختم کنید.

بحث ما در رابطه با ادب بود عرض کردیم که خداوند متعال همۀ انبیاء را برای مؤدب کردن، ادب آموختن مردم فرستاده و کُتُب آسمانی؛ همه در این جهت هست در تحت سیطرۀ این کلمه ادب تمام مسائل اخلاقی خوابیده، رعایت کردن حقوق، خانمی که داری حرف می زنی گوش بگیر، رعایت کردن حقوق یعنی ادب، حق والدین به فرزند، فرزند به والدین، حق من به همسایه، حق همسایه به من، حق من به دوست، حق دوست به من، حق شاگرد به استاد، استاد به شاگرد همه اینها را بهش می گویند ادب، رعایت حقوق همه اش می شود ادب.

برای امام رضا (علیه السلام) یک اسب هدیه آوردند؛ یک اسب چموشی بود هر کاری که می خواستند بکنند سوارش بشوند این اصحاب امام رضا نمی توانستند، آقا فرمود هر کس توانست این اسب را رام کند خود آقا که برایش کاری نداشت اصلاً اسب همه موجودات هم خدا را می شناسند هم حجت خدا را این اسب در اختیار شما چه کسی می تواند رامش کند  هر کس سوار می شد می خواست این اسب را رامش کند همان قدم اول محکم می زدش زمین، آنهایی که خیلی شجاعت داشتند در این قضیه، مهارت داشتند، تخصص داشتند؛ نتواستند این اسب را رامش کنند.

یک نوجوان پانزده یا شانزده ساله آمد در زد، کیه در می زنه؟ آمدم اسب را رامش کنم، گفتم برو بابا خدا خیرت بده؛ پسر پیغمبر فرموده، اما کار تو نیست،

گفت حالا اذن بطلبید از امام من بیام، آقا یک پسر آمده می خواهد اسب را رامش کند، فرمودند بگذارید برود.

اصحاب آمدند نشستند، حضرت هم کنار دست اینها نوجوان آمد اسب را رها کردند در میدان، ببینند این نوجوان چکار می کند یک دفعه دیدند این اسب، این نوجوان آمد، آمد، آمد افسار این اسب را گرفت ، سوارش شد، اینهایی که خیلی مهارت داشتند گفتند عجب، چکار کرد این نوجوان اسب به این چموشی و نااهلی را اهلش کرد و سوارش شد و دو یا سه دور دور میدان دارد می چرخد از اسب آمد پایین، آقا این اسب رام شما،

حضرت فرمود من می دانم چه کردی برای اینها بگو چه کردی این اسب رام شد، عرض کرد یابن رسول الله من هر وقت گرفتار می شوم اگر بخواهم کاری را انجام بدهم برای حل مشکل صد تا صلوات بر محمد و آل محمد می فرستم، آمدم اینجا صد تا صلوات را فرستادم افسار اسب را گرفتم، سوارش شدم،

آقا فرمود بارک الله، حالا یک چیزی از ما بخواه، هر چی از ما بخواهید بهت می دهیم، ما باشیم چی می گفتیم عنایت کنید این پنج یا شش تا سنگ را بگیرید طلا کنید و تحویل بدهید یک دعایی به ما یاد بدهید فوت کنیم به تیر آهن، سقف خانه مان بشود طلا، اینطوری هستیم دیگر، یک چیزی از من بخواه،

عرض کرد یابن رسول الله از دنیا چیزی نمی خواهم، آقا فرمود نه یک چیزی بخواه، عرض کرد یابن رسول الله پس یک درخواست از شما دارم، گوش کنید جوان پانزده یا شانزده ساله یک درخواست می کند چه درخواستی؟ از چه کسی؟ علی بن موسی الرضا، فرقش با من و شما چیست؟ عرض کرد یابن رسول الله پس دعا کنید خدا من را به حقوقم و وظایفم آشنا کند.

بفهمم حق استادی یعنی چه، حق همسایه یعنی چه، حق رفیق یعنی چه، حق والدین یعنی چه، حق فرزند یعنی چه؟

مشکل جامعه ما مشکل خانه های ما این است ما حقوق نمی فهمیم اگر روی منبر در رابطه با والدین گفتی، والدین از این طرف چپ می کنند اگر رابطه با فرزندان گفتیم آن از آنطرف چپ می کند دیگر این پدر و مادر نمی گویند خوب آقا شیخ بالا منبر در رابطه با والدین گفت؛ پس در رابطه با فرزندم یا بشنوید یا بروید بخوانید، تا یک چیزی می شود، عاقت می کنم خوب بدرک تو چه کردی نسبت به فرزندت، چه قدمی برداشتی،

حضرت صادق می فرمایند: والدین، آن حقی که فرزندان به گردنشان دارد مهم هایش سه تا هست، بروید رسالة الحقوق امام سجاد ببینید، ببینید چقدر حق هست که فرزند به گردن والدین دارد. آن سه تا را بگویم.

اول: حضرت فرمود: اولین حقوق این کلام از پیغمبر اکرم هست امام دارد نقل می کند پیغمبر فرمود: خاتم الانبیاء محمد مصطفی، اولین حقی فرزند به والدین دارد این است که اسم خوب برایش انتخاب کنید، خیلی ها در همین کلاس اول شانزده تا تجدید می آورند اسم بچه ات را چی گذاشتی، چنگیز، حشرک الله معه، ان شاء الله خدا تو را با چنگیز محشور کند، خوب این چه اسمی هست که گذاشتی. اسم بچه را چی گذاشتی؛ رستم، خوب فوتش بدهید می افتد که چه رستمی. از یک جلسه ای رفتم بیرون یک جوانی خیلی آراسته، خیلی سنگین گفت آقا من چکار کنم من، گفتم مشکلت چیه، گفت مادرم اسم من را گذاشته سیامک؛ تو کوچه وقتی بچه ها من را می بینند می گویند سیاه، آقا صورتمون سفید، خوش تیپ، من چه کنم؟

می گرده، می گرده در آخور غربی ها، آبشخور غربی ها، چی چی پیدا می شود همان را بردارد بیاورد بگذارد اسم بچه اش، اسم بچه ات را چی گذاشتی یک نفر گفت آقا اسم بچه ام را یک چیز گذاشتم مبتکرانه، خیلی اختراع کردم، گفتم چی گذاشتی؟ گفت گذاشتم ژوژی، آخه ژوژی چی هست؟ چه معنا دارد؟ گفت مگر هر اسم باید معنا بدهد؟ گفتم بارک الله

یکی از دوستان ما می گفت: من ژیان سوار بودم تو کوچه داشتم می رفتم یکدفعه یک خانمی، سوپر، سرلخت، سرش کرد بیرون یکدفعه ای گفت ژیان، با من بود! ایستادیم، نگاه کردم دیدم که پسرش اسمش ژیان هست، پسرش صدا زد ژیان بیا

تو اسم خوب برایش انتخاب نکردی.

تو کلاس اول بد کردی، اسم فرزند رعایت نکردیم، مگر حسین چه اش هست؟، صادق چیه، مهدی مگر چه عیبی دارد؟

 پیغمبر فرمود: هر کس چهار فرزند داشته باشد اسم یکی را محمد نگذارد به من جفا کرده.

 در هر خانه ای که حسین باشد فاطمه دعا گوی آن خانواده هست امام صادق می فرماید. وقتی پسرت را صدا می زنی حسین امام صادق می فرماید مادر ما از عالم برزخ جواب می دهد اگر با حسین منی حسین من را در کربلا کشتند اگر با حسین خودت هستی خدا حسینت را به حسین من ببخشد، دعا می کند. آقا اسمش را بگذار صادق، نه صادق عربی هست، ما اسم ایرانی می خواهیم، جون بابات اسم ایرانی می خواهی، وقتی اسم دختر را گذاشتی ساناز؛ ایرانی هست، آهیتا و آناهیتا ایرانی هست، اسم ایرانی قدیم هست، عجب؛ همه چیز را قدیمی انتخاب می کنید غذایت را هم قدیمی می خورید، لباس قدیمی می پوشی، اسمش را بگذار زینب، نه زینب مصیبت دیده دوران می شود، تا چشمت کور، تو لیاقت نداری زینب تو خانه ات باشد، چرا صبر زینب را نگاه نمی کنی، چرا استقامت زینب را نگاه  نمی کنی، چرا شجاعت زینب را نگاه نمی کنی، چرا فصاحت و بلاغت زینب را نگاه  نمی کنی، چرا تکان دادن کاخ یزیدش را نگاه نمی کنی رفیق، مصیبت دیده دوران می شود پسر و دختر تو آینده شان درخشان تر از زینب می شود آره، اسم ائمه را بگذار. خدا یک توجه بهتری به این خانواده می کند.

از مسافرت آمد تاجره یک راست آمد خدمت امام صادق (علیه السلام ) حضرت فرمود: یک بشارت بهت بدهم بله یا رسول الله آقا فرمود بلند شو برو الان یک دختر سالم خدا بهت داده آقا خیلی ممنون شما هستم، بلند شد آمد خانه، بعد از ظهر آمد خدمت امام صادق، آقا فرمود دخترت را دیدی ؟

بله آقا اسم هم  برایش انتخاب کردی؟

 بله آقا چی انتخاب کردی؟

 عرض کرد یابن رسول الله یک اسم انتخاب کردم در مدینه نمونه هست چی انتخاب کردی؟ گفت آقا یک اسم سوپر چی چی آخه؟ گفت آقا اسمش را گذاشتم حمیرا، فرمود پاشو، پاشو، پاشو خداوند این اسم را دوست ندارد برو اسم را عوض کن برگرد.

رفت و برگشت آقا فرمود اسم را عوض کردی بله آقا چی چی گذاشتی؟ گفت آقا اسمش را گذاشتم فاطمه، نگاه نکرد به چهره امام صادق، دید اشک می ریزد.

 آقا چرا گریه می کنی مگر اسم خوبی نیست آقا فرمود چرا حالا که اسمش را فاطمه گذاشتی مبادا تو صورتش بزنی.

 اسم خوب انتخاب کنید اسامی که انتخاب خداست بگیر و در خانه بگذار نه انتخاب غربی ها و موسیوها را ژولیو ها .

انتخاب آنها را ولشون کن اسامی که در افسانه ها می خوانید ولشون کنید، اسامی که در قصه ها و رمان های این و آن می خوانید ولشون کنید.

 اگر می آیند با تو پیرمرد و پیرزن، آقا و خانم مشورت می کنند اسم بچه مان را چی بگذاریم؛ رفیق انتخاب خدا را بگوییم، شهناز، مهناز،گلناز، ساناز، شنبلیله و ... یک اسم های عجیب و غریب؛ زهرا چِش هست؟ محدثه چِش هست؟ فاطمه که اسم دختر خواهرم هست خوب بگذار زهرا، زهرا هم اسم دختر برادرم هست، عجب تو چطور هر روز برنج و چلو خورشت و چلو مرغ می خوری هفته ای سه یا چهار مرتبه زده نمی شوی از اسم فاطمه زده می شوی؟

 نه آقا فی قلوبهم مرض، تو این قلبه مرض هست مشکل دارند نشناختند خدا و اهل بیت را این یک اسم خوب انتخاب کردی؟ نه دوم: پیغمبر فرمود دومین حقی که فرزند به والدین دارند قرآن یادش بدهد و معارف قرآنی من پدر و شمای مادر چه کردیم برای فرزندانمان در این زمینه خودمان که قرآن بلد نبودیم بچه ها را که قرآن یاد ندادیم فقط حقوق والدین را بر فرزند را نگاه نکنیم این طرف را هم نگاه کن چقدر توانستی در انتقال معارف قرآنی به بچه ات موفق بشوید .

یک ساعت توانستی به بچه ات قرآن درس بدهی یا نرسیدم یا بلد نبودم یا نمی دانستم،قرآن را فقط برای چند جا خواستیم

 1ـ وقتی می خواهند مهریه را ببرند چهار دانگ این خانه آن کارخانه، پانصد سکه، صدو بیست و چهار هزار سکه بهار آزادی همه را گفتم در مهر نامه آمده آخرش هم برای اینکه غیبت هم نکنند بگویند مسلمان هست و یک جلد کلام الله مجید، آخرش.  با قرآن چکار کردیم ؟

2-دومین جایی که اسم قران را آوردیم موقعی که می خواستند جهزیه این دختر را ببرند، آیینه و شمعدان و قرآن.

3- سومین جا وقتی می خواهند مسافرت بروند بیاد زیر قرآنی رد بشود که نه تو می خوانی و نه من نه تو عمل می کنی نه من،

4-چهارمین جا هم بگویم؛ استخاره، استخاره می خواهد بکند قرآن می آورند.

5- پنجمین جا وقتی می افتد می میرد مینشینید برایش قرآن می خوانید که نه می خواند و نه عمل می کرد. این هم یک حق.

وقتی مادر و پدر حق خودتو را نگاه می کنی ببین خودت چکار کردی خودت هم یک نگاه بکن یک تسبیح بیانداز،

البته من نمی گویم؛ فرزندان دستشان باز بشود و بابشون باز بشود، بگویند خوب شد، او حقوق را رعایت نکرد بگیر که آمد؛ ما بکوبیم، نخیر، عاق والدین سر جایش، باباش در می آورند کسی که به پدر و مادرش توهین کند دمارش را در می آورند اما این طرف هم پدر و مادر سفت نگیرند «و قولو لناس حسنا»(سوره بقره آیه 83) نرم رفتار کن با بچه هات چه خبر هست همه اش دعوا، بعد از پانزده سال یا بیست سال دختره رفته خانه شوهرش پسره رفته زن گرفته هنوز کینه آن روز را به دل دارید، این عروسی چطور شد این دختره باب تبع من نبود این پسره شوهرش باب طبع من نبود، داد و بیداد؛ گرفتاری درست می کنید، کینه شتری دارید. فرمود ببخشید تا از شما ببخشند این را تابلو کن تو ذهنت؛ مادر و پدر.

ببخشید، عفو کنید تا از شما عفو کنند، تو که طاقت نداری یک جریان را ببینی کریمانه از کنارش عبور کنی؛ تمامش کنید به گذشته ها صلوات بفرستید تمام. اینجا توقع داری خداوند ببخشد.

سخت می گیری به دختر و پسرت برای چی؟

قرآن یادش بده؛ قرآن یاد ندارید.

دیگر حضرت فرمودند: تربیت سالم، ادبش کند به آداب اسلامی، حضرت عباسی ما خودمان را می گوییم چند ساعت نه چند دقیقه در روز می نشینیم به تربیت بچه هامون می رسیم هر کدام سه شیفته کار می کنیم بعد هم که می آییم خانه؛ دیگه حال و حوصله و دماغ نداریم خانمه هم که سر کار می رود یا اگر هم نرود سر خودش را اینقدر مشغول کرده یک ساعت نمی نشیند با پنج تا بچه هاش حرف بزند، بچه ها گتره ای بار می آیند خدا پدرشان را بیامرزد اگر نماز خوان بار آمدند از برکت امام حسین و خداست و الّا بعضی از والدین کاری نمی کنند می آید در مجالس امام حسین با مؤمنان می نشیند نماز خوان بار می آید، ادب نمی کنند فرزندش را، تربیت نمی کند، اگر حقوق را می خوانید هر دو طرف را بخوانید فرزندان والدین هر دو طرف، این ترازو دو تا کفه دارد، اگر در این کفه جنس گذاشتی در دیگری سنگ بگذار یک طرفه جنس نگذار به نفع خودت، سنگ هم بگذار ببینید چند کیلو جنس هست

 بچه ات را اسم خوب نگذاشتی، قرآن را یاد ندادی، ادب اسلامی هم نکردی، حالا دوست داری بیاد بنشنید جلو شما نماز شب بخواند، قرآن بخواند پس ادب هر دو طرف است حقوق هر دو طرف است، عرض کردم باب را باز نمی کنم اگر یک طرف رعایت نکرد پس او هم بگوید چون او که رعایت نکرد به درک ما هم رعایت نکنیم نه، او چوبش را می خورد تو هم چوبش را می خوری و اگر رعایت نکند چوپ خودش را می خورد تو هم اگر رعایت نکردی چوپ خودت را می خوری، آنجا نمی گویند خوب مادرت رعایت نکرد خوب تو هم دمت گرم می خواستی دو تا فصل کتک هم بهش بزنی، نخیر.

 آن مادر و پدر اگر حقوق خودشون را رعایت نکردند، کتکشون را می خورند در دنیا و آخرت، توی فرزند هم اگر رعایت نکردی چوبش را خواهی خورد و می زنند اما حرف اینجاست که یک خُرده نرم باشید در زندگی ها، والدین مرکز ثقل و سنگینی باشند برای فرزندان؛ عروس و داماد می آیند می نشنینند عوض اینکه اگر دعوایی هم دارند حلش کنیم، اگر مشکلی دارند مشکل را حل کنیم راهنماییشون کنیم بکش بکش راه نیانداز، زشت هست با این سن و سالت بنده خدا، آقا جون.

پس رعایت حقوق، گفت آقا دعا کنید خدا حقوق را به من بفهماند من را به حقوقم آشنا کند، حقوق خودم.

روضه:

السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک یابن رسول الله السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین،

امام صادق فرمود: اذا کان یوم القیامه، روز قیامت که می شود «جَمَعَ الله الاولین و الآخرین فی صعید الواحد»خدا همه مردم را روی زمین جمع می کند گروه گروه می آیند که روزی که یوم الحسره است یوم الندامه هست یوم التناده، بیچاره شدیم حسرت می خورند خوبها را می بینند چرا خوب نبودیم، چرا بد کردیم چرا بدرفتاری کردیم اعمالمون را خوب انجام ندادیم حسرت می خورند.

 حضرت می فرمایند یکی از اسامی روز قیامت یوم التناد است روز ندا شدن، ندا دادن آقا چه ندایی داده می شود؟

 آقا فرمود آن روزی که همه گرفتارند همه مشکل دارند یک وقت صدا زده می شود اَین زوار قبر الحسین؟

 زائر های حسین کجا هستند؟ زائر های حسین کجا هستند؟ پیشانیشان می درخشد از میان جمعیت یک گروه جدا می شود آیا حسین ما دلمان می خواهد زیارت قبرت بیاییم.

 اَین زوار قبر الحسین؟

اولین زائری که سر قبر حسین آمد جابر بود،

 دومین زائر زینب جابر آمده نشسته دارد زیارت می کند. عطیه آمد صدا زد جابر یک کاروان دارد می آید فرمود برو ببین از دوستان ما هستند یا از دشمنان هستند، اگر از دشمنان هستند خودمان را پنهان کنیم عطیه رفت و برگشت داره گریه می کند صدا زد جابر یک خانم قد خمیده هی چند قدم راه میاد می نشنید می گوید حسین خانم ها زیر بغل هایش را می گیرند بلندش می کنند چند قدم راه می آید می نشیند می گوید حسین.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

استفاده از این مطلب  با ذکر منبع مجاز است.

بخش تهیه محتوای سایت تخصصی منبرها

 

کلمات کلیدی: