تاریخ ارسال:پنجشنبه, 4 آذر, 1395 - 06:58 شناسه: 1371

امام حسن عسکری (علیه السلام)

سوال احمد بن اسحاق از امام حسن عسکری (علیه السلام) درباره امام بعد از ایشان و جواب حضرت به احمد بن اسحاق...

سوال احمد بن اسحاق از امام حسن عسکری (علیه السلام)

«احمد بن اسحاق مي‏گويد: به خدمت امام حسن عسکري عليه السلام وارد شدم، در نظر داشتم که در مورد جانشين آن حضرت سوال کنم، امام عليه السلام خود ابتداً فرمود:
«اي احمد بن اسحاق! خداي تبارک و تعالي، از روزي که حضرت آدم را آفريده، لحظه‏اي روي زمين را خالي از حجت نگذاشته، و تا روز قيام قيامت هرگز بندگان خودش را بي‏حجت نخواهد گذاشت. خداوند به برکت حجت خود بلاها را از اهل زمين دفع مي‏کند و به سبب او باران را فرو مي‏فرستد و به خاطر او برکات زمين را خارج مي‏کند».
پرسيدم: اي فرزند پيامبر! امام و جانشين بعد از شما کيست؟ امام (عليه السلام) از جاي برخاست و شتاب زده وارد خانه شد و چون بازگشت کودک سه ساله‏اي بر دوش خود داشت که صورتش همچون ماه چهارده شبه مي‏درخشيد. آنگاه خطاب به من فرمود:
- «يا احمد بن اسحاق لو لا کرامتک علي الله عزوجل و علي حججه ما عرضت عليک ابني هذا. انه سمي رسول الله و کنيه، الذي يملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما».
- «اي احمد بن اسحاق، اگر نبود اينکه تو در پيش خدا و حجتهاي او عزيز هستي، اين پسرم را بر تو عرضه نمي‏کردم. او همنام پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم و هم کنيه‏ي آن حضرت است. هم اوست که زمين را پر از عدل و داد کند، آن سان که پر از جور و ستم شده باشد».
سپس فرمود:
- «اي احمد بن اسحاق! مثل او در اين امت مثل حضرت خضر (عليه السلام) و ذوالقرنين است، آنچنان از ديده‏ها غائب مي‏شود که کسي در آن دوران از هلاکت رهايي نمي‏يابد، جز کسي که خداوند بر اعتقاد به امامت او ثابت و استوار نگهدارد و او را به دعا براي تعجيل فرج او موفق گرداند».
احمد بن اسحاق مي‏گويد: عرض کردم: سرورم! آيا نشانه‏ي ديگري نيز هست که دلم آرام بگيرد؟ آقازاده‏ي بزرگوار با زبان روشن و فصيح فرمود:
- «انا بقية الله في ارضه، و المنتقم من اعدائه. فلا تطلب اثرا بعد عين، يا احمد بن اسحاق!».
- «من يکتا بازمانده از حجتهاي خدا در روي زمين هستم. من دست انتقام خدا از دشمنان او هستم. اي احمد بن اسحاق! پس از رويت ديگر نشان نپرس». .
198- «احمد بن اسحاق مي‏گويد: فرداي آن روز به خدمت امام حسن عسکري عليه السلام شرفياب شدم و عرض کردم: اي فرزند پيامبر! از اين همه منت که بر گردن من نهادي بسيار مسرور هستم، آيا سنت جاري از خضر و ذو القرنين در مورد آقا زاده‏ي بزرگوار چيست؟ فرمود:
- «طول الغيبة يا احمد».
- «طولاني شدن غيبت او، اي احمد».
گفتم: اي پسر پيامبر! آيا غيبت او خيلي طول مي‏کشد؟ فرمود:
- «اي وربي، حتي يرجع عن هذا الامر. اکثر القائلين به، و لا يبقي الا من اخذ اله عزوجل عهده لولايتنا، و کتب في قلبه الايمان، و ايده بروح منه».
- «آري، قسم به پروردگارم، به قدري طول مي‏کشد که بيشتر معتقدان به آن، از اعتقاد خود برمي‏گردند. و بر اعتقاد خود استوار نمي‏ماند به جز کسي که خداوند تبارک و تعالي از او براي ولايت ما پيمان گرفته، در دلش ايمان را نوشته، و او را با روحي از خود تأييد کرده باشد».
- «يا احمد بن اسحاق! هذا امر من امر الله، و سر من اسرار الله، و غيب من غيب الله. فخذ ما آتيتک و اکتمه و کن من الشاکرين، تکن معنا غدا في عليين».
- «اي احمد بن اسحاق! اين امري از امرهاي خدا، و سري از اسرار خدا، و رازي از رازهاي خداست آنچه به تو گفتم گوش فرا دار و آن را مکتوم نگهدار و از سپاسگزاران باش، تا فرداي قيامت در درجات عالي بهشت با ما باشي».

منابع:

کمال الدین و تمام النعمة شیخ صدوق صفحه 584

اثباة الهداة  شیخ حر عاملی

استفاده از این مطلب  با ذکر منبع مجاز است.
بخش تهیه محتوای سایت تخصصی منبرها