تاریخ ارسال:دوشنبه, 9 آذر, 1394 - 12:09 شناسه: 107

شب ششم محرم1393 صفت رحمت سید الشهداء علیه السلام

شب ششم محرم1393 صفت رحمت سید الشهداء علیه السلام --سید الشهداء در دعای عرفه میفرماید: «يا رَحْمنَ الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ وَ رَحِيمَهُما» خیلی مهم است، «تَقَدَّسْتَ وَ تَعَالَيْتَ یا رَب‏» (بحار الانوار، ج95، ص383؛ بلد الأمین والدرع الحصین، 256.)

صفت رحمت سید الشهداء (علیه السلام)

اعوذ بالله من الشیطان العین الرجیم

بسم الله رحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاة والسلام علی سید الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد(صلی الله علیه وآله و سلم) الطیبن الطاهرین المعصومین المکرمین و لعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَ فی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً»

عاشقم عاشق رخسار توام

یابن الحسن

عاشقم عاشق رخسار تو ام 

پرده برگیر که من یار تو ام

آقا جان

بر سر بستر من پا بگذار

یک سری هم به ما بزن آقا

بر سر بستر من پا بگذار 

من دلسوخته بیمار تو ام

آقا

هر که بینم خریدار تو هست

   من خریدار خریدار تو ام

یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن

 

شیخ حسین شماعه متولی چراغهای امام حسین هست، یک سید هاشم نائب التولیه بود مسئول درهای حرم بود گفت شب جمعهای آخر شب زوار را از حرم بیرون کردیم چراغ ها را کم کردیم وقتی همه رفتند سید هاشم درها را بست.

آمدیم در یکی از رواقهای صحن استراحت کنیم، یک ساعت قبل از اذان صبح برنامه بود درب را باز میکردیم چراغها را روشن برای زوار قبر امام حسین سید هاشم میگوید شب جمعه ای بود دو ساعت به اذان صبح شیخ حسین شماع را بیدار کردم گفتم پا شو دو نفری وضو بگیریم بریم بالا سر قبر حسین تا زوار نیامده اند یک مقدار بالای سر حسین نماز بخوانیم.

 پا شدیم آماده شدیم سید در را باز کرد از باب القبله وارد شدیم تا وارد شدیم دیدیم بالای سر حسین یک سید عربی ایستاده نماز خوانده خدای این کیه!

 من یک نگاه به سید کردم گفتم مگر درها را نبسته بودی گفت چرا. آمدیم کنار این سید یک نگاهی کردیم سید گفت از اهالی کربلا نیست در هیئت حجازیونه.

 لباسها لباسهای حجازی است، اما چقدر زیبا نماز میخواند محو تماشایش شدیم گفت سید بریم یک دوری بزنیم ببینیم در دیگری باز مانده یا نه کسی دیگری در حرم آمده یا نه رفتیم درها را نگاه کنیم برگرشتیم دیگر کسی را ندیدیم سید هاشم عمامه اش را بر زمین زد گفت خاک بر سرم بشم پسر فاطمه را در سر قبر جدش حسین زیارت کردیم و نشناختیم.

یابن الحسن

یابن الحسن

یابن الحسن

یابن الحسن

هدیه به پیشگاه مقدس و منور آقا حجت بن الحسن العسکری(عج) واجداد طاهرینش صلوات جلیل ختم کنید.

هدیه به محضر امام، شهدا، مراجع تقلید، علما، علمای شهر کاشان، بزرگان شهر، خیرین شهر، منسوبین به جمع حاضر، گذشتگان خودتان، گذشتگان از بانیان و خدمتگزاران اهل مجلس، و به جهت سلامتی همه شیعیان حضرت مهدی(عج) سلامتی مراجع، رهبر معظم انقلاب، سلامتی خودتان و خانواده شریفتان و شفای مریضهایتان یک صلوات حسینی ختم کنید.

یکی از صفات سید الشهداء که به نحو اتم و اکمل از همه انبیاء الا جدش رسول الله جلوتر افتاده حساب جدش پیغمبر جداست اما در این صفت از همه انبیاء جلوتر افتاده این است که سید الشهداء مظهر رحمت خداست. صفت رحمت در قرآن کریم خیلی به کار برده شده است اول تمام سورههای قرآن خدا را با این صفت میخوانیم «بسم الله الرحمن» در انتهای بسیاری از آیات قرآن وقتی میخواهد آیه تمام بشود با این صفت تمام میشود «إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ» «وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ» معمولاً با این صفت. آنقدر مهم است که در سوره مبارکه مریم فقط 16 مرتبه از صفت رحمت خدا استفاده شده است. آنقدر صفت رحمت خدا مهم است که در دعایی که همه شما امشب میخوانید دعای کمیل امیر المؤمنین اولین جمله ای که عرض میکنید «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَ لُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ» صفت رحمت.

صفت رحمت خدا خیلی در قرآن استفاده شده است. سید الشهداء در دعای عرفه از این صفت زیاد به کار برده خوب دقت کنید امشب بحث سید الشهداء و رحمت الهی این بحث را یادگاری داشته باشید انشاء الله.

سید الشهداء در دعای عرفه میفرماید: «يا رَحْمنَ الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ وَ رَحِيمَهُما» خیلی مهم است، «تَقَدَّسْتَ وَ تَعَالَيْتَ یا رَب‏» (بحار الانوار، ج95، ص383؛ بلد الأمین والدرع الحصین، 256.) خیلی بزرگی خیلی مقدسی «مِنْ رَبٍّ كَرِيمٍ عَظِيمٍ رَحِيمٍ» (بلد الأمین والدرع الحصین، 256.)هر جوری هم که قدرتمند باشی هر طوری که بزرگ باشی خدایا هر طوری که مقتدر باشی اما یک صفت آخرش داریم «رحیم». «مِنْ رَبٍّ كَرِيمٍ عَظِيمٍ رَحِيمٍ». در قرآن نگاه کنید پیغمبران هم خیلی از این صفت استفاده کرده اند.

جناب ایوب پیغمبر وقتی که فقیر شد گرفتار شد حالا میخواهد از خدا بخواهد نجاتش بدهد قال «أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ» خدایا ببین گرفتارم «أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ» (انبیاء / 83) صفت رحمت خدا،

برادران یوسف وقتی آمدند از محضر یوسف نبی، یوسف پیغمبر عذرخواهی کنند که نفهمیدیم، اشتباه کردیم بد کردیم حالا تو از ما بگذر و ببخش یوسف پیغمبر اینطوری جواب داد «لا تَثْريبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ» (یوسف / 92) حالا دیگه بر شما سختی نیست مهم نیست «يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ» خدا بخشید شما را «وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ». دوباره وقتی برگشتند خدمت بابا در کنعان آنجا گفتند بنیامین را بده ببریم بنیامین را باید برگردانیم و یعقوب جرأت نمیکرد چون یک دفعه به فراغ فرزندش دچار شده بود اصرار کردن قول دادن ضمانت دادند، دست بنیامین را وقتی گذاشت تو دست برادران یک جمله کنار گوش بنیامین گفت «فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ» (یوسف / 64) خیلی صفت عجیبی هست. خدا خودش را با این صفت فریاد میزند خدا به همه عالم میگوید «كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ» (انعام / 54) خیال نکنید من شمشیر را از رو بستم هر که آمد این طرف خط همه را بیاندازم تو جهنم نه کی گفته، من گاهی بالای منبر میگویم پدر و مادرها وقتی که میخواهید بچه ها را نصیحت کنید اینقدر از جهنم و صفت غضب خدا نگویید بچه ها را از باب صفت رحمت عاشق خدا کنید.

 اگر گفتی نکن خدا میسوزاند تو را، نکن خدا میچزاند تو را، نکن بابات را در میآورد، نکن تو جهنم اینطوریه... خب میگه این چه وضعیه ما تکان بخورید میریم جهنم. این چه وضعی است.

اما اگر از صفات رحمت خدا بگویید که خدا این خصوصیات را دارد عاشق خدا میشود. این خدا عاشق شدن دارد. حالا چند قلم جنسش را بگویم، ببین شما عاشق خدا نمیشوید!

امام صادق (علیه السلام) میفرماید دو تا ملک گذاشته بالای دوشت قرآن هم میگوید «ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ» (ق / 18) دو تا ملک گذاشته بالای دوش.

امام صادق میفرماید خدا شبانه روز این دو ملک را دو مرتبه عوض میکند یکی را صبح و دیگری را شب چرا؟ خب دو تا ملک بگذار تا آخر عمر دیگه اگر دو تا ملک تا آخر عمر بگذارد این دو تا ملک هی نگاه به پرونده من و شما میکند دیگه آبرویی برای اینها نمیماند. خدا برای اینکه آبروت پیش این دو ملک نره این دو ملک را شبانه روزی دو مرتبه عوض میکند این دو ملک که میآید شما را نمیشناسه فکر میکنه که آدم خوبی هستید که انشاء الله هستید. دیگه دشمنی با شما ندارد آبروی من و شما هم پیش دو تا ملک نمیرود. شب و صبح دو مرتبه برای حفظ اسباب صفت رحمت عوضش میکند.

یک کار خیری انجام میدهید. مثلاً دست یک بیچاره ای را گرفتید از این طرف خیابان به آن طرف خیابان بردید. ملائکه میآیند بنویسند ثواب دستگیری یک انسان نابینا از این طرف خیابان به آن طرف، تا میآیند بنویسند خداوند میگویند صبر کنید ده برابر بنویسید، میگویند یک دفعه نه «فَلَهُ عَشْرُ» ده برابر «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ» (انعام / 160) ده برابر برایش بنویسید. حالا اگر گناهی مرتکب شدیم ملائکه میخواهند بنویسند خب باید ده مرتبه بنویسند تا میآیند بنویسند خدا میگه چیکار دارید میکنید شما؟! خب گناه کرده داره ده مرتبه مینویسم. نه یک مرتبه بنویسید «وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ» (انعام / 160) اگر کسی گناه انجام داد عین همان ده برابرش نکنید ثواب ده برابر گناه یک برابر. اگر کسی فکر ثواب کرد فکر کنیم فکر جدی هم بکنیم اگر بزرگ شویم که اگر خدا به من پول داد یک بیمارستان بزرگ میسازیم تا فکرش کردی خدا ثواب یک بیمارستان ساختن را بهت میده. ملائکه بنویسید، چی بنویسیم؟

 

ثواب یک بیمارستان سازی را. بابا نساخته که، نه فکر ثواب را کرد، بنویسید برایش از باب رحمت. فکر گناه اگر کردی ملائکه میآیند گناه بنویسند خطاب میرسد که چکار دارید میکنید، خدایا فکر گناه کرده داریم مینویسیم، نه فکر گناه را حق ندارید بنویسید از باب رحمت چه خدای خوبی هست حالا اگر کسی گناهی کرد یک مرتبه هم نوشتند چند تا راه قرار داده که این گناه را بردارد. خدا نمیتواند ببیند که بندگانش معذب باشد، خالقت هست. بابا یک مادر که خالق بچهاش نیست بچه میخوره زمین فوری میگه خاک گریه میکنه مادر به خاطر اینکه بچهاش گریه میکند. خدایی که تو را خلق کرده بیاد شما را به جهنم بیاندازد خوشحال میشود؟ نه به بهر بهانه ای که شده میخواهد این گناه پاک شود.

چکار میکند:

1.تا گناه مرتکب شدی ملائکه صبر کنید خدایا گناه کرده باید بنویسیم چطور ثواب را تند و ده مرتبه میگی بنویس، نه صبر بدید این گناه کرده 7 ساعت بهش مهلت بدید ننویسید. شاید توبه کند «إِلاَّ مَنْ تابَ» (مریم / 60) توبه کرد. شاید یک کاری کند «إِلاَّ مَنْ تابَ» شاید یک کار خیری انجام بدهد این مسیر را که طرف گناه مرتبک شد حالا داره میره مدرسه گوش بده چیزی نیست. الآن داره مدرسه داره دانشگاه داره میره سر کار دست میکنه تو جیبش گناهی صبح مرتکب شده عصبانی شده فحاشی کرده دست میکنه تو جیبش تا میرسه سر کار ده تومن صدقه میداده. ده تومن را که داد 7 ساعت نشد که خدا میگه پاکش کنید «إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً» (مریم / 60) عمل صالح انجام بده پاکش کنید. توبه کنی پاکش میکنه، عجب خدایی داریم ما. حالا مردم گناه کردند مردم کره زمین که گناه میکنند صفت غضب به جوش میآید رحمت خدا وسیع «يَا مَنْ وَسِعَتْ رَحْمَتُهُ» (بحار الانوار، ج91، ص396.) بله «يَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ» (بحار الانوار، ج91، ص239) اصلاً غضب کجا رحمت خدا کجا،

تمام عالم را رحمت پر کرده. رحمت خدا ذاتی است اما غضب از افعال عباد است بندگان که روی زمین گناه میکند تولید غضب میشود به خدا ربطی ندارد. خدا که نمیخواهد عذاب کند قرآن بخوانم برایتان. قرآن میفرماید که وقتی بندگان روی زمین گناه میکند این همه خدا نعمات فرستاده سر سفرهها سلامتیها خلقتها همه چیز حالا افراد روی زمین گناه که میکنند این گناه که میآید بالا آسمان ها و زمین «یسبح الله» حالا یک مشت گناه میآید بالا تمام آسمان ها و زمین «یسبح» این افراد از روی زمین گناه میکنند میآید بالا، تا میآید بالا میخورد به آسمان قرآن میفرماید: «تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ» (شوری / 5) الآن است که آسمان بر سر مردم خراب شود. پاشیده شود. الآن است که از آسمان عذاب نازل بشود. خوب چکار میکند از باب رحمت خدا، یک دسته ملائکه خلق کرده «تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ (میخواهد آسمان روی سرشان خراب بشود) وَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ (تسبیح میگویم تند تند) وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ»(استغفار میکنند برای که روی زمین است میگه خدایا کارشان نداشته باش) این دسته از آن. یک دسته ملائکه خدا خلق کرده برای شماها شیعیان امیر المؤمنین آن برای کل زمین است استغفار میکند که عذاب نازل نشود. اگر استغفار نکند کمکهای آسمانی اینغضب را کنار بزنه کمرنگش کند آسمان روی سر مردم خراب نشود بلاهای آسمانی بر اقوام گوناگون نشنید و ندید در قصص القرآن.

خب این ملائکه برای عموم مسیحیها یهودیها و ارمنیها اگر عذاب روی سرشان نازل نمیشود صفت رحمت خداست ملائکه دارن استغفار میکنند که عذاب نازل نشود اما برای شما برای شیعیان امام حسین (علیه السلام) برای هیأتیها خدا یک دسته ملائکه خصوصی خلق کرده که اینها خصوصی استغفار میکنند «الَّذينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ» (غافر / 7) ملائکه حول عرش، ملائکه عرش و حول عرش «يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذينَ آمَنُوا»للذین آمنوا نه لمن فی الارض برای هر که روی زمین نه فقط برای اهل ایمان. صفت رحمت خدا اینجا این یک.

2. از آنهایی که خدا اینها را به عنوان رحمت آورده کمک بدهند به مردم قرآن است «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ» (اسراء / 82) «هُدىً وَ رَحْمَةً» کتاب، کتاب هدایت است کتاب رحمت است قرآن وسط مردم باعث رحمت خداست غضب را بزند کنار ملائکه بزنه کنار دیگه پیغمبر اکرم خاتم انبیاء محمد(صلی الله علیه وآله و سلم)پیغمبر مظهر رحمت خداست آیهاش «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ» (انبیاء / 107) رسول ما تو را فقط به خاطر رحمت خلق کردیم. تو را فقط به خاطر رحمت شما نگاه کنید در تاریخچه انبیاء بسیاری نه به جرأت میگویم برخی از انبیاء نفرین کردن نکردند لوطنفرین کرد، شعیبنفرین کرد، صالح نفرین کرد نوح شیخ الانبیاء سه مرتبه نفرین کرد «رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرينَ دَيَّاراً» (نوح / 26) خدایا هیچ چیزی در زمین نگذار همه را از بین ببر. هر چی بی ایمان است ببر. تنها پیغمبری که خدا میگوید رحمت من است پیغمبر اکرم است.«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ» پیغمبر تا آخر عمرش هیچ نفرین نکرد، یک دانه نفرین از پیغمبر پیدا نمیکنید سنگش میزدند خاکستر میریخت روی سرش ولی میگفت «اللهم عهد القومی» این اخلاق پیغمبر الگو است. بعضیها تا یک چیزی میشود فوراً نفرین میکنند مخصوصاً در سلسله جلیله بانوان دست به نفرین شان خیلی زیاد است چرا جوانت را نفرین میکنی چرا دخترت را نفرین میکنید چند تا کار تو زندگیهاتون نیاوری یک نفرین نکنید، دوم قسم نخورید قسم و نفرین و لعن کردن به افراد فقر میآورد نکبت میآورد در زندگی مریضی میآورد هی یکی دو تا نمیشود هر روز مقروضتر از دیروز هر روز مشکل دارتر هی میاندازی گردن این و آن تقصیر نظام است تقصیر آخوند است تقصیر آب و هو است و فلان. قسم نخورید نفرین نکنید لعن به کسی نکن. لعن فقط برای دشمنان امیر المؤمنین است برای کفار است. «إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» (احزاب / 57) آنهایی که اذیت میکنند خدا و پیغمبرشان «لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا» (احزاب / 57) آنها لعن پیغمبر نفرین نکرد پیغمبر مظهر رحمت خداست، ملائکه مظاهر رحمت است قرآن مظهر رحمت است پیغمبر مظهر رحمت است چهارم امام، امام زمان مظهر رحمت خداست.

امام زمان میفرماید: آن رحمتی که «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ» وانا تلک الرحمه آن رحمت منم. «بی یطفع الله البلاء أن أهل الأرض» به وسیله من خدا بلا به مردم نازل نمیکند. یعنی اگر امام زمان نبود، مشکل بود. حالا فردا شب بحث خصوصی امام زمان را بیایید بشنوید. بحث خیلی خصوصی و شنیدنی. چون هر جای کشور باشم داخل کشور یا خارج کشور هر جا باشم عصر جمعه شام جمعه مخصوص امام زمان است بحثم.

امام زمان میگوید و انا تلک الرحمه، به وسیله من خدا بلا را از مردم دفع میکند نازل نمیشود بلا مظهر رحمت خداست. یکی از مظاهر رحمت خدا و قویترین مظهر رحمت خدا در عالم امکان خود پیغمبر معرفی کرده خود امام زمان معرفی میکند سید الشهداء است.

سید الشهداء مظهر رحمت خداست.

الله اکبر خیلی عجیب است در مسجد الحرام به جوانی داشت طواف میکرد من میخواستم عوامل جذب رحمت خدا را براتان بگویم وقت نیست. دلم میخواست بگویم چه عواملی باعث میشود که رحمت خدا زود جذب شود. بحث است.

 در مسجد الحرام جوانی داشت طواف میکرد دستش را بلند کرد گذاشت روی شانه یک خانم نامحرمی. این رو سری یا سرتاسری یا هر چیزی رفته بود کنار یک مقداری این گردن و بازو مثلا این هم دست گذاشت آنجا.

 تا دست گذاشت آنجا خداوند متعال این دست را آنجا چسباند. هر چه کرد دستش را بردار نشد. کشید کنار آقا چه کار کنیم. زمان مروان بود. جمع شدن گفتند که چون در خانه خدا این عمل را مرتکب شده شمشیر بیاورید دستش را قطع کنید.

 بعضیها گفتند نه بابا دستش را قطع نکنید تازیانه بزنید ول میشود. هر کسی یک چیزی گفت. گفتند از بچه های پیغمبر کسی امسال حج آمده گفتند سید الشهداء حج آمده. این مربوط به قبل از سالی است که امام حسین به کربلا بیاید. گفتند برید به آقا بگویید چه کار کنیم؟

 آمدند خدمت سید الشهداء گفتند آقا قضیه این است الآن هم در مسجد الحرام جمعیت هم جمع شده طایفه آن خانم هم شمشیر به دست آمده میگویند میخواهیم دستش را قطع کنیم. آقا مظهر رحمت خداست. آمدند در مسجد الحرام ای دست این جوان را گرفت یا الله حسینت آمده عذابش نکنید این دست را جدا کرد. آقا بزنیمش؟

 

 فرمود نه دیگه من آمدم آقا دستش را قطع کنیم؟

فرمود نه دیگه من دستش را جدا کردم، بگذارید برود. مظهر رحمت خداست. حالا بگیرید همین را. آن سالی که امام حسین کربلا آمد یک کسی که شمشیر به دست گرفت و چند تا زخم به امام حسین زد همین جوان بود.

 امام حسین مظهر رحمت خداست. عذاب را بر میدارد حتی با دشمنانش

ببینید شما وقتی با یک فرد دشمن باشید به این زودیها دست برنمیدارید همه ما همین طوری هستیم. اما کربلا در خود قتال وقتی سید الشهداء میزد به قلب لشکر اینها یک تعداد کشته میشدند یک تعداد هم فرار میکردند یک وقت دیدند امام حسین یک صاحب سواری را دنبال کرده او دارد با عجله و سرعت فرار میکند از دست امام حسین، امام حسین هم ولش نمیکند هی داد میزند الآن حسین من را میکشد به دادم برسید اعتنا نکرد.

 ابی عبد الله رسید فرمود وایستا کارت دارم نمیکشم تو را دیگه نتونست فرار کند وایستاد رویش را برگرداند آقا فرمود اسمت چیست؟گفت فلانی هستم.

 آقا فرمود از کوفه آمدی نه تو شامی نیستی از کوفه آمدی؟ گفت بله.

 مظهر رحمت خداست حضرت فرمود که چند روز پیش که از کوفه از خانه میخواستی بیایی بیرون دختر کوچولویت جلو نیامد؟ گفت چرا

 آقا جلو آمد. آقا فرمود تو وقتی بلغش گرفتی یک قول و وعده بهش ندادی یک مقداری فکر کرد گفت چرا آقا قول بهش دادم، آقا فرمود قول ندادی که برایت گوشواره میآوری؟ بعضی ها گرفتند. قول ندادی از کربلا که برگشتی گوشواره برایش میبری؟ گفت چرا آقا به دخترم گفتم آرام باش گریه نکن رفتم مسافرت برایت یک جفت گوشواره میآورم.

 سید الشهداء دست کردند در جیب لباس نظامیشان یک جفت گوشواره بیرون آوردند و فرمود این یک جفت گوشواره را بگیرد و برو اما یک قول به حسین بده گوشواره را از گوش بچه های من نکش. گرفت و کشید. این داد میزد حسین من را نکش، آقا فرمود باشه نمیکشمت برو. آن کسی که حسین امام حسین نگاه میکند دشمن باشه برو چون گفته حسین، داد میزنه حسین نکش مرا، آقا میگوید باشه نمیکشمت وایستا نمیکشمت برو. حالا یک جریان دیگر را برای شب عاشورا میگذارم الآن وقت نیست.

سید الشهداء مظهر رحمت خداست. تربت او مظهر رحمت خداست یک مقدار تربت را آقا امام صادق فرستاد برای اصحابش صحابی داشت میرفت تمام بود دکترها جوابش کرده بودند به این غلامش فرمود این را میری کنار بسترش میشینی توی ظرف آب حل میکنید سرش را بلند میکنی نمیتونه بخوره بسم الله الرحمن الرحیم بهش میدی بعد هم به او بگو پا شو بیا. گفت آقا داره میمیره، فرمود تو برو. رفت نشست کنار بستر تربت را داخل آب حل کرد سرش را بلند کرد بسم الله الرحمن الرحیم یک مقداری ریخت به زبان این بنده خدا چشمانش را باز کرد گفت عجب مولاک. مولات میگه بیا.

 شخصی که داره از دنیا میرود یک دفعه از جایش بلند شد یک مقدار گریه کرد گفت چی بود روی زبان من ریختی گفت امام صادق (علیه السلام) یک چیزی به من دادند من تو آب حل کردم آقا فرمود پا شو بیا کسی که چند روز هست در بستر احتضار است. پا شد خدمت امام صادق آقا این چی بود؟ امام صادق گریه کرد فرمود تربت جدم حسین بود.

حسین تربتش مظهر رحمت خداست، قبرش مظهر رحمت خداست، قبه و بارگاهش مظهر رحمت خداست، زیارتش باعث نزول رحمت خداست، مجلس سید الشهداء رحمت خدا دارد. گریه بر سید الشهداء رحمت خدا دارد. بیا حتی غذای امام حسین.

 آقایان عزیز من یک جایی منبر میرفتم یکی از کشورهای خارج. اینها غذا میآمد میآمد التماس میکرد یک مقدار یک ذره غذا بده یک ملاقه برنج بده. گفتم یک ملاقه برنج به چه درد تو میخورد آقا. آمدی اینجا التماس میکنی این که سیرت نمیکنه یک جمله قشنگی به من یاد داد. گفت یک ملاقه برنج سید الشهداء را میبرم خشکش میکنم پودرش میکنم هر وقت که غذا درست میکنم یک مقدار از این غذای امام حسین را توی این غذا میریزم. حسن آقا تو فلان جا میری چون شام می دهند بگو آره اتفاقاً میروم شام امام حسین را میخورم اصلاً برای غذای حسین میروم. خوبه میخواهم بروم سر سفره حسین بشینم.

 این غذای حسین داخل پوست و گوشت من بشود.

 این دیگه به جهنم حرام میشود. غذای حسین مظهر رحمت خدا دارد. گریه بر حسین مظهر رحمت خدا دارد اصلاً اسم حسین الله این را بگویم دیگه روضه. آقا اسم حسین فقط بگو حسین مظهر رحمت خداست.

 بیا امام صادق فرمود روز قیامت که میشود یک بنده خدایی را پرونده اش را دستش میدهد میگوید برو ببرینش به جهنم حرف هم نزنه.

 دیگه الیوم نختم علی افواههم دهن بند بستن بهش دیگه حرف نزنه، هیچی نگه چی میخواهد بگوید دیگه تمام پرونده خراب ببریدش وقتی دارن میبرنش در مسیر به خدا التماس میکنه میگوید خدایا به این ملائکه بگو این دهن من را باز کن یک کلمه بگویم.

 خطاب میرسد ملائکه این دهان بندش را باز کنید میخواهد یک کلمه بگوید. چی میگه؟

 میگوید ملائکه میدانند پرونده سیاه است و عاقبتش جهنم است حالا بگذار یک کلمه بگوید.

 قرآن هم آیه دارد. در سوره مبارکه مؤمنون آنجا میگوید به اینها میگوید دور شوید دیگه حرف هم نزنید. اما این داد میزنه که خدایا یک جمله بگویم اگر میخواهند من را ببرن ببرن فقط اجازه بده یک جمله را. دهن بندش را باز میکنند یک وقت ملائکه میبینن داد میزنه میگه الهی به حق الحسین تا این یک جمله را میگوید خطاب میرسه ملائکه برگردانیدش.

 بابا پرونده اش سیاه است خودت فرمودی این را به سمت جهنم ببرید. ما هم داریم میبریمش.

 خطاب میرسد ملائکه آخه یک اسمی را نام برد که من با خودم عهد کردم هر که اسم حسینم را ببره نه در دنیا نه در آخرت عذابش نکنم.

روضه:

اسمش مظهر رحمت خداست. لا اله الا الله. هر چی آمد التماس کرد عمو اجازه بده برم اجازه نمیداد. من سه چهار تا مقتل را کنار هم بگذارم روضه قاسم برات بخوانم.

مقاتل مینویسد خودش را انداخت روی قدمهای سید الشهداء هی قدمها را میبوسه میگه عمو اجازه بده عمو اجازه بده، التماس میکند قاسم گریه میکنه. التماس کرد گریه کرد ابی عبد الله فرمود پا شو برو اما قبل از اینکه بره فرمود عمامه امام مجتبی را بیاورید.

 قاسمش میخواهد برود. عمامه امام مجتبی را آوردند سید الشهداء روی سر قاسم قرار داد.

 آی تنها کسی که وقتی داشت به میدان میرفت از بس التماس کرده بود به هق هق افتاده بود قاسم بود.

همینطور هم که خداحافظی کرد خوشحال بود هی داشت گریه میکرد عمو ممنونتم عمو. حرکت کرد به سمت لشکر در آنجا چهار بچه شجاع ارزق شامی را به درک واصل کرد. ارزق شامی عصبانی شد گفت الآن میروم داغ قاسم را به دل حسین میگذارم. میدانید چه کرد؟ آمد آمد قاسم را به سمت داخل لشکر کشاند سه تا بدن را عاشورا تیرباران و سنگ باران کردن یکی بدن قاسم بود. یکی بدن حر بود، یکی بدن عابس بود.

 این بدن را دور تا دورش را گرفتند سنگ باران کردن یک وقت دیدند امام حسین فرمود به نجمه بگویید برود برای پسرش دعا کند. به نجمه بگید برود به خیمه برای قاسمش دعا کند. آی محاصره کردند قاسم را هر کدام سنگ میزنند دو تا بدن زیر سم ستوران مرد. یکی بدن قاسم بود یکی بدن عباس بود. به به شب قاسم است ها.

آی صدا زد عمو به فریادم برس عمو به فریادم برس وقتی ابی عبد الله آمد اینها میخواستند فرار کنند بدن قاسم را زیر سم ستوران وقتی دیدند ابی عبد الله رسید دید آن ملعون موهای قاسم را گرفته میخواهد سرش را جدا کند ابی عبد الله دستش را قطع کرد. نشست سر قاسم را به دامن گرفت.

 وقتی بلند شد قاسم را بیاورد پاهای قاسم روی زمین کشیده میشد. همه بگید یا حسین یا حسین یا حسین.

صلی الله علیک یا مظلوم یا ابا عبد الله.

 نسئلک وندعوک باسمک الاعظم یا الله یا الله

این همه جمعیت یا الله یا الله نوجوانان جوانان یا الله یا الله شب جمعه است یا الله یا الله.

به قاسم بن الحسن همه ما را ببخش و بیامرز

به حق زینب فرج مهدی را برسان

مریض هایمان را شفا مرحمت فرما

امام، شهدا، امواتمان را رحمت فرما

کشور ما، ملت با کرامت ما، رهبر عزیز ما، جوان ها، نوامیس، خدمت گزاران، حضار محترم مجلس محافظت بفرما

باران و برکات و رحمتت را بر ما نازل فرما

شر دمشنان را به خودشان برگردان

این قلیل توسلات را از بانیان و خدمتگزاران اهل مجلس به کرمت قبول بفرما

قدم هایمان را به مدینه و کربلا برسان.

برحمتک یا ارحم الراحمین

استفاده از این مطلب  با ذکر منبع مجاز است.

  بخش تهیه محتوای سایت تخصصی منبرها