تاریخ ارسال:دوشنبه, 1 شهریور, 1395 - 18:17 شناسه: 254

ویژگیهای ماه مبارک رمضان 17

ماه رمضان
اى مردم ! هر کس در ماه مبارک رمضان نماز، مستحبى بخواند، خداوند، عالم ، برات آزادى از آتش را براى او مى نویسد. و هر کس ، در ماه رمضان ، نماز واجب به جا آورد، ثواب هفتاد نماز واجب در غیر از ماه رمضان براى او خواهد بود و هر کس در ماه رمضان ، بر من زیاد...

بسم الله الرحمن الرحیم

نماز بالاترین عبادت 

و من تطوع فیه بصلاة کتب الله له براءة من النار و من ادى فیه فرضا کان له ثواب من ادى سبعین فریضة فما سواه من الشهور و من اکثر فیه من الصلاة على ثقل الله میزانه یوم تخف الموازین و من تلا فیه آیة من القرآن کان له مثل اجر من ختم القرآن ، فى غیره من الشهور ؛

اى مردم ! هر کس در ماه مبارک رمضان نماز، مستحبى بخواند، خداوند، عالم ، برات آزادى از آتش را براى او مى نویسد. و هر کس ، در ماه رمضان ، نماز واجب به جا آورد، ثواب هفتاد نماز واجب در غیر از ماه رمضان براى او خواهد بود و هر کس در ماه رمضان ، بر من زیاد، صلوات بفرستد، خداوند میزان اعمال او را در روزى که میزان دیگران سبک باشد، سنگین خواهد نمود. و هر کس ، یک آیه قرآن را در ماه رمضان ، تلاوت کند، ثواب کسى که تمام قرآن را در غیر از این ماه بخواند، به او داده خواهد شد.

بالاترین عبادت در اسلام ، نماز است ، و هیچ عبادتى به اندازه نماز، موجب تقرب به ذات اقدس الهى نیست ، ترک عمدى آن ، موجب کفر است و اولین چیزى که روز قیامت ، انسان باید حسابرسى آن را پس دهد، نماز است . اگر نمازش قبول شد، به باقى اعمال او رسیدگى مى شود و اگر نه ، کلیه اعمالش رد مى شود. نماز پایه و اساس دین مقدس است ، نماز معراج مؤ من است و همانند نهرى جارى ، شبانه روز پنج بار، موجب شستشوى انسان از گناهان مى گردد.

تمام این مطالب که بیان شد، مضمون روایاتى است که مرحوم صاحب جواهر - شیخ محمد حسن نجفى - در اول کتاب صلاة خود، به آن اشاره فرموده است .

نافله علامت ایمان

علامت مؤ من آن است که شبانه روز پنجاه ماه و یک رکعت نماز بخواند. هفده رکعت واجب و سى و چهار رکعت نافله ، بیایید اگر در غیر از ماه مبارک ، نماز نافله ، نمى خوانیم ، لااقل در این ماه بخوانیم .
نافله نماز ظهر، هشت رکعت یعنى چهار تا دو رکعت است که پیش از نماز ظهر و بعد از اذان خوانده مى شود. و نافله نماز عصر نیز هشت رکعت است که پیش از نماز عصر، خوانده مى شود و نافله نماز مغرب ، چهار رکعت است و بعد از نماز مغرب خوانده مى شود و نافله نماز عشاء دو رکعت نشسته است به نام (و تیره ) که یک رکعت حساب مى شود و نافله نماز صبح نیز دو رکعت است و قبل از نماز صبح خوانده مى شود و نافله نماز شب هم هشت رکعت است که با دو رکعت بعد از آن ، به نام شفع و یک رکعت دیگر به نام وتر جمعا یازده رکعت مى باشد. در نماز وتر، مستحب است قنوت آن را طول داد و براى چهل مؤ من دعا کرد و هفتاد مرتبه استغفار نمود و سیصد مرتبه العفو گفت و هفت مرتبه هذا مقام العائذ بک من النار ناگفته نماند، اینها تمام استحباب در استحباب است . یعنى اگر خوانده نشود هیچ اشکالى ندارد و ثواب نماز شب را داریم . حتى اگر یازده رکعت بدون سوره و بدون طماءنینه و حتى نشسته بخوانید ثواب نماز شب را مى برید.

روز بیستم است چند روایت براى بخوانم تا تشویق برخواندن نافله شوید به خصوص نماز شب که اگر نمى خوانید، در باقى مانده ماه مبارک بخوانیم و ان شاء الله عادت کنیم که براى همیشه و مابقى عمرمان بخوانیم
در بحارالانوار، از محاسن برقى به سندى از امام صادق علیه السلام نقل مى کند که :

قال رسول الله صلى الله علیه و آله قال الله تعالى ما تحبب الى عبدى بشى ء احب الى مما افترضته علیه و انه لیحتب الى بالنافلة حتى احبه فاذا احببته کنت سمعه الذى یسمع به و بصره الذى یبصر به و لسانه الذى ینطق به و یده التى یبطش بها و رجله التى یمشى بها اذا دعانى اجبته و اذا ساءلنى اعطیه .

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: خداى متعال مى فرماید: هیچ چیزى به اندازه انجام واجباتى که بر بندگانم واجب نموده ام سبب دوستى آنها با من نمى شود به درستى که بنده ام با خواندن نماز نافله ، آنچنان با من دوست مى شود که من هم دوستدار او مى شوم . و وقتى او را دوست داشتم ، همانند، گوش او مى شوم که با آن مى شنود، و همانند، چشمش مى شوم که با آن مى بیند و همانند زبانش که با آن حرف مى زند و همانند دستش که با آن کار مى کند و پایش که با آن راه مى رود. آرى ، آنچنان بنده ام خدایى مى شود که اگر مرا بخواند، پاسخش مى گویم و اگر خواهشى از من کند، برآورده مى سازم .

مرحوم مجلسى براى این حدیث ، چهار معنا ذکر مى کند که اولى از همه آشکارتر است . آنجا که مى گوید:
بنده خدا آنچنان متخلق به اخلاق خدایى مى شود و خدا در نزدش عزیز مى شود که اراده و تصمیم خود را فراموش مى کند و از خواسته هاى نفسانى صرف نظر مى نماید و در نتیجه نمى بیند مگر آنچه از خدا دوست دارد ببیند. و هیچ چیز نمى شنود، جز به خواست و رضاى خدا و کارى نمى کند جز آنچه موجب نزدیکى اش به خدا گردد. و راهى نمى رود جز راهى که او بخواهد.

پاداش اخروى نافله شب 

سروران ارجمند روشن ترین مصداق این حدیث امیرالمؤ منین علیه السلام است ،

روایت دیگرى است که در بحارالانوار، از علل الشرایع به سندى از على بن محمد نوفلى نقل شده است که مى فرماید:

قال سمعته یقول ان العبد لیقوم فى اللیل فیمیل به النعاس یمینا و شمالا و قد وقع ذقنه على صدره فیاءمر الله تعالى ابواب السماء فتنفتح ثم یقول الملائکة انظروا الى عبدى ما یصیبه فى التقرب الى بما لم افترض ‍ علیه راجیا منى لثلاث خصال ذنبا اغفره له او توبة اجددها له اورزقا ازیده فیه اشهدوا ملائکتى انى قد جمعتهن له .

شنیدم امام صادق علیه السلام فرمود: به درستى که گاهى بنده خدا آخر شب بیدار مى شود، در حالى که از کسالت خواب به چپ و راست خم مى شود و یا سرش را خم کرده و چانه اش را به سینه مى چسباند، پس در این هنگام ، خداى تعالى امر مى کند، تا درهاى آسمان باز مى شود، سپس به فرشتگان مى فرماید: به بنده من نگاه کنید، با آن که نماز شب را بر او واجب ننموده ام ، ولى به سبب تقرب به من ، خود را به چه زحمتى وادار نموده است و یکى از این سه خواسته را از من مى خواهد: یا گناه او را بیامرزم و یا تجدید توبه نموده با من رابطه برقرار کند و یا آن که روزى بیشترى مى خواهد اى فرشتگان ! شما شاهد باشید هر سه جهت را به او بخشیدم .

همچنین در بحارالانوار، از مجالس صدوق به سندى از ابن عباس نقل مى کند:

قال رسول الله صلى الله علیه و آله فى حدیث فمن رزق صلاة اللیل من عبد او امة قام لله مخلصا فتوضا وضوءا سابغا و صلى الله عزوجل بنیة صادقة و قلب سلیم ، و بدن خاشع و عین دامعة جعل الله تعالى خلفة تسعة صفوف من الملائکة فى کل صف ما لایحصى عددهم الا الله احد طرفى کل صف فى المشرق و الاخر بالمغرب قال فاذا فرغ کتب الله عزوجل له بعددهم درجات .

رسول خدا فرمود: هر بنده اى که توفیق خواندن نماز شب پیدا کند - مرد یا زن - و با اخلاص آخر شب از خواب برخیزد و وضوى کاملى بگیرد و با نیت پاک و قلبى سالم و بدنى با خشوع و چشمى اشک بار نماز بخواند، خداى تعالى پشت سر او نه صف فرشته قرار مى دهد که عدد هر صفى را غیر از خدا هیچ کس نمى تواند بشمارد؟ یک طرف صف در مشرق و دیگرى در مغرب است ، پس هنگامى که از نماز فارغ شد، به عدد تمام فرشته ها براى او درجه نوشته مى شود.

برادران گرچه شرایطش مشکل است ولى پاداش و اجرش نیز خیلى زیاد است و انصافا ارزش آن را دارد خدا به من و شما توفیق مرحمت فرماید.

پاداش دنیوى نافله شب

 این ها مربوط به اجر و ثواب آخرتى و اما اجر دنیایى آن ، بحارالانوار، از ثواب الاعمال صدوق ، به سندى از معاویة بن عمار از ابى عبدالله علیه السلام چنین نقل مى کند:

قال صلاة اللیل تحسن الوجه و تحسن الخلق و تطیب الریح و تدر الرزق و تفصى الدین و تذهب بالهم و تجلو البصر ؛

امام صادق علیه السلام فرمود: نماز شب ، روى انسان را نکو و خلق او را خوب و بویش را پاکیزه و رزق را زیاد مى کند و موجب ادا شدن قرض و برطرف شدن غم و اندوه و باعث زیادى نور چشم میگردد.

روایت دیگرى بحارالانوار از ثواب الاعمال ، به سندى از امام صادق علیه السلام چنین نقل مى کند که :

جاء رجل الى ابى عبدالله علیه السلام فشکا الیه الحاجة فاءفرط فى الشکایة حیت کاد ان یشکو الجوع فقال له ابوعبدالله علیه السلام یا هذا اتصلى فقال الرجل نعم فالتفت ابوعبدالله علیه السلام الى اصحابه فقال کذب من زعم انه یصلى باللیل و یجوع بالنهار ان الله تبارک و تعالى ضمن صلاة اللیل قوت النهار ؛

شخصى خدمت امام صادق علیه السلام آمد و اظهار فقر و تنگدستى کرد و از حال خود بسیار بد گفت (حتى آنکه گفت اکنون گرسنه ام و غذا نخورده ام ) حضرت به او فرمود: ببینم تو نماز شب مى خوانى ؟ راوى گفت : آن شخص پاسخ داد: آرى ، پس امام صادق علیه السلام رو کردند به اصحاب و فرمودند: هر کس خیال کند که نماز شب مى خواند و روز گرسنه باشد، او دروغ مى گوید: زیرا خداوند متعال ضمانت فرموده که در برابر نماز شب ، رزق و روزى روز را بدهد.

عابدترین انسان ها امیرالمؤمنین علیه السلام 

هم اکنون برویم سراغ عبادت و نمازهاى امیرالمؤ منین علیه السلام ابتدا عرض مى کنم بر همه روشن است که هیچ کس در عبادت و خلوص نیت به حضرت على علیه السلام نخواهد رسید زیرا خود آن بزرگوار در نهج البلاغه عبادت را سه قسم نموده در حالى که خود، داراى بهترین قسم است آنجا که مى فرماید:

ان قوما عبدوا الله رغبة فتلک عبادت التجار و ان قوما عبدوا الله رهبة فتلک عبادة العبید و ان قوما عبدوا الله شکرا فتلک عبادة الاحرار

گروهى ، خدا را براى رسیدن ، به ثواب و پاداش ، عبادت مى کنند که این نوع ، عبادت تجار و بازرگانان است . و گروهى خدا را به جهت ترس از عذاب و کیفر، عبادت مى کنند و این نوع عبادت ، عبادت بردگان است ، و گروهى خدا را به خاطر شکرگزارى از نعمت هایش عبادت مى کنند که این نوع عبادت ، عبادت آزاد مردان است .

در جاى دیگرى مى فرماید:

الهى ما عبدتک خوفا من عقابک و لاطمعا فى ثوابک ولکن وجدتک اهلا للعبادة فعبدتک ؛

پروردگارا! تو را به خاطر ترس از عقاب و کیفر و به جهت رسیدن به ثواب و پاداش عبادت نمى کنم ، بلکه دریافتم که ذات مقدست سزاوار پرستش است ، بنابراین تو را عبادت مى کنم .

برادران ! این خلوص نیت ، مختص به مولا امیرالمؤ منین و یازده فرزند اوست . ناگفته نماند، که هر سه قسم عبادت ، صحیح است ، و انجام وظیفه مى باشد، ولى قسم سوم نور على نور است و اکثر ماها آن دو قسم اول را داریم .
در چند روایت وارد شده است که آن حضرت در شبانه روز، یک هزار رکعت نماز مى خواند از جمله در بحارالانوار از کافى نقل مى کند به سندى از ابى بصیر از ابى عبدالله علیه السلام :

قال : ان علیا فى آخر عمره یصلى فى کل یوم و لیلة الف رکعة امام صادق علیه السلام فرمود: امیرالمؤ منین علیه السلام در آخر عمرش ، شبانه روزى هزار رکعت نماز مى خواند.

همچنین از امام باقر علیه السلام نقل شده که :

قال کان على بن الحسین علیه السلام یصلى فى الیوم و اللیلة الف رکعة کما کان یفعل امر المؤ منین علیه السلام کانت له خمسائه نخلة و کان عند کل نخلة رکفین ؛

و از مناقب ابن شهر آشوب نقل مى کند: به سندى از سلیمان بن المغیرة از مادرش که :

سئلت ام سعید سریة على علیه السلام عن صلوة على فى شهر رمضان فقالت : رمضان و شوال سواء یحیى اللیل کله ؛

از کنیز امیرالمؤ منین ، - ام سعید - پرسیدم که امیرالمؤ منین در ماه رمضان چگونه و چه مقدار نماز مى خواند؟ او گفت : رمضان و شوال حضرت فرقى نداشت ؛ او تمام شب را به نماز خواندن مى گذراند.

همچنین از خصال نقل مى کند و در نهج البلاغه نیز همین مضمون وارد شده است به سندى از نوف بکالى :

قال : بت لیلة عند امیرالمؤ منین علیه السلام فکان یصلى اللیل کله و یخرج ساعة بعد ساعة فینظر الى السماء و یتلوا القرآن : قال : فمربى بعد هدء من اللیل فقال لى یانوف اراقد انت ام رامق ؟ فقلت رامق ارمقک ببصرى یا امیرالمؤ منین ! قال یا نوف ! طوبى للزاهدین فى الدنیا الراغبین فى الاخرة اولئک الذین اتخذوا الارض بساطا و ترابها فراشا و ماءها طیبا و القرآن شعارا و الدعاء دثارا و قرضوا من الدنیا قرضا على منهاج عیسى بن مریم ان الله عزوجل اوحى الى عیسى بن مریم : قل للملاء من بین اسرائیل لایدخلوا بیتا من بیوتى الا بقلوب طاهرة و ابصار خاشعة ، واکف نقیه و قل لهم : اعلموا انى غیر مستجیب لاحد منکم دعوة ولاحد من خلقى قبله مظلمة .

نوف مى گوید: یک شب تا صبح در خدمت امیرالمؤ منین علیه السلام بیدار بودم . دیدم حضرت تمام شب را به نماز گذرانید، و هر ساعت بیرون مى رفت و نگاه به آسمان مى نمود و قرآن تلاوت مى کرد. او گفت : پس از آن که سکوت شب فراگیر شد، امیرالمؤ منین علیه السلام از کنارم گذشت و فرمود: اى نوف ! خوابى یا بیدار؟ گفتم : بیدارم یا امیرالمؤ منین ! و توجهم کاملا به شما است . فرمود: اى نوف ! خوشا به حال آنان که از دنیا بریدند، و به آخرت دل بستند .آنهایى که زمین را براى خود فرش و خاکش را زیرانداز و آب آن را بهترین خوراک و قرآن را زینت و لباس و دعا را شعار خود قرار دادند و چنان از دنیا دل کندند که عیسى بن مریم علیه السلام دل برید. به درستى که خداى عزوجل به عیسى خطاب کرد که به گروهى از بنى اسرائیل بگو: به هیچ خانه اى وارد نشوند، جز با دل پاک ، و چشم اشکبار، و دست پاکیزه ، و به آنان بگو: که بدانند به درستى که من دعاى فردى که به بندگانم ستم کرده است را مستجاب نمى کنم .

اشکالات ابن تیمیه و پاسخ علامه امینى

مرحوم علامه امینى قدس سره - آن مرد خدا جو و عاشق امیرالمؤ منین علیه السلام - در کتاب الغدیر که درباره فضایل امیرالمؤ منین علیه السلام بحث مى کند، موضوع هزار رکعت نماز خواندن امیرالمؤ منین و امام حسین و امام سجاد علیهماالسلام را بیان کرده و بعد از بحث طى الارض آن حضرت ، مى فرماید:
سالها عقیده مسلمین بر آن بوده ، تا این که ابن تیمیه اى پیدا شد و شروع به اشکال تراشى در این فضیلت نمود. به این صورت که شبى هزار رکعت نماز خواندن خلاف سنت نبوى است و اصلا ممکن نیست ، و موجب تند خواندن ، و برخلاف خضوع و خشوع مى باشد. (و در آخر کلامش گفته که ) عثمان نیز تمام شب را به عبادت صبح مى کرد و تمام قرآن را در یک رکعت نماز مى خوانده .
سپس علامه به اشکالات او پاسخ دندان شکن داده و مى نویسد:
اما این که گفته بود زیاد نماز خواندن ، خلاف سنت است معلوم مى شود که ابن تیمیه به سنت نبوى و به شئون فقه و عبادات بسیار ناآشنا است ؛ زیرا بهترین عبادات و کارها نماز است ؛ چنانچه در چندین روایت وارد شده است که از طرق عامه رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرموده است :

الصلوة خیر موضوع ؛ فمن استطاع ان یستکثر فلیستکثر؛

بهترین موضوع نماز است هرچه انسان بیشتر مى تواند بخواند، پس بخواند

ناگفته نماند که سى و چهار رکعت نمازهاى مستحب را نافله سبب دار مى گویند ولى نافله بدون سبب که به آنها نافله هاى مبتئه گفته مى شود یعنى نمازهاى مستحبى غیر اینها قطعا مطلوب شارع و موجب تقرب به ذات احدیت خواهد بود و در این امر هیچ شکى نیست .

سپس مرحوم علامه امینى ، از کتاب برادران سنى نقل مى کند که عده زیادى تمام شب را به عبادت صبح مى کردند، و نام چهارده نفره را ذکر مى کند که گفته اند: شبانه روزى یا هر شبى هزار رکعت نماز مى خوانده اند. او تمام این مطالب را با ذکر مدرک و شماره صفحه بیان فرموده است .
اما در مورد این اشکال ابن تیمیه که گفته بود: ممکن نیست که هزار رکعت نماز را در یک شب یا شبانه روز خواند. مرحوم علامه امینى پاسخ مى دهد: این اشکال ناشى از طبع خسته و نشاط نداشتن در عبادت و کسالت روحى از انس به خداى متعال است ولى کسى که شیرینى و لذت عبادت را چشیده است ، هزار رکعت نماز را امرى عادى مى داند.

و بعد نمونه هایى نقل مى کند که گفته اند:

افرادى ، هزاران ذکر و رود در روز داشته اند، تا این که دقیقا حساب مى کند که هر هزار رکعت نماز، هشتاد و سه هزار کلمه است و اذکار گفته شده ، به مراتب بیشتر از هزار رکعت است . همانگونه که تعداد کلمات هزار رکعت نماز، پنج هزار و پنجاه و هفت کلمه از کلمات قرآن بیشتر است ؛ زیرا کلمات قرآن شریف هفتاد و هفت هزار و نهصد و سى چهار کلمه است و خودش گفته که عثمان ، در یک رکعت ، ختم قرآن مى نموده (حالا آیا بین مغرب و عشا بوده یا بعد از عشا بوده که در هر صورت ممکن نیست ) و نیز نام کسان دیگر را مى برد که گفته اند: در یک رکعت ، ختم قرآن ، مى نموده اند و همچنین پانزده نفر را نام مى برد که در هر روز یک ختم قرآن خوانده اند و ده نفر را نام مى برد که شبانه روزى یک ختم قرآن داشته اند و هشت نفر را نام مى برد که شبانه روزى دو ختم قرآن داشته اند و چند نفر را نام مى برد که در هر شب ، دو ختم مى خوانده اند و پنج نفر که شبانه روزى سه ختم و دو نفر را در هر روز، چهار ختم قرآن داشته اند و یا هشت ختم قرآن و یا بیشتر.

او در آخر کلامش مى فرماید:

قال الامینى : ان هى الا اساطیر الاولین و خز عبلات السلف کتبتها ید الاوهام الباطله

آرى ، همه این مزخرفات ، جلوى چشم این تیمیه بوده ، یا گویا ندیده و نشنیده است و اینجا کر و کور بوده ولى نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید. مگر مى شود نماز امیرالمؤ منین و امام سجاد را ببیند و حرف نزند؟ پس ‍ کینه و بغض چگونه آشکار شود؟ این همان یک بام و دو هوا است .

نماز و عبادت امیرالمومنین علیه السلام در لحظات آخر

در کتاب بحارالانوار در ضمن روایت مفصلى در باب شهادت امیرالمؤ منین علیه السلام را از بعضى کتب قدیمه از محمد بن حنیفه نقل مى کند که او مى گوید:
شب بیستم ماه رمضان ، سم تا قدم هاى آن حضرت اثر کرده بود، و آن شب نماز نشسته خواند و مرتب به ما وصیت و سفارش مى فرمود و خبر از شهادت خودش مى داد. چون صبح شد، به مردم ، اجازه ورود داد. آنان وارد مى شدند و سلام مى کردند و حضرت پاسخ سلام آنها را مى داد. پس فرمود: اى مردم ! از من سوال کنید، پیش از آن که از میان شما بروم . ولى پرسشها را سبک کنید؛ به سبب درد و مصیبتى که امامتان دارد پس مردم شدیدا گریه کردند و به خاطر رعایت حال آن که حضرت سوال نکردند.
پس حجربن عدى از جا بلند شد و اشعارى در تمجید از امیرالمؤ منین و اهل بیت علیهم السلام و تاءسف در مصیبت حضرت و لعن بر قاتل او خواند. پس از شنیدن اشعار، حضرت به او نگاه کرد و فرمود: اى حجر! هنگامى که تو را به برائت و دورى از من بخوانند، در آن وقت چه میگویى ؟ عرض کرد: به خدا سوگند یا امیرالمؤ منین ! اگر مرا با شمشیر تکه تکه کنند و شعله هاى آتش را روشن کنند و مرا در آن بیندازند، هر آینه اینها را مى پذیرم ؛ ولى از تو تبرى نمى جویم ، حضرت فرمود: اى حجر! موفق به هر خیرى شوى و خدا تو را پاداش نیکو از اهل بیت پیغمبر مرحمت فرماید! .
پس حضرت فرمود: آیا شیر هست ؟ پس ظرف شیرى آوردند. حضرت گرفت و آشامید در این هنگام به یاد ابن ملجم ملعون افتاد که چرا براى او شیر نگذاشت . پس فرمود: (و کان امر الله قدر مقدورا) بدانید من تمام شیر را خوردم و براى اسیر شما چیزى نگذاشتم ، این آخرین رزق من از دنیا بود اى فرزندانم ! شما را به خدا براى او شیر ببرید. پس براى ابن ملجم نیز شیر بردند و او نیز خورد.

وصیت امیرمؤمنان علیه السلام

سه وصیت از امیرالمؤ مین علیه السلام بعد از ضربت خوردن نوشته اند یکى از آنها را براى شما نقل کنم .
سید رضى رحمة الله در نهج البلاغه وصیت آن حضرت را آورده و مى گوید: آن حضرت کمى قبل از شهادتش فرمود:

وصیتى لکم ان لاتشرکوا بالله شیئا و محمد صلى الله علیه و آله فلا تضیعوا سنته اقیموا هذین العمودین و خلاکم ذم انا بالامس صاحبکم و الیوم عبرة لکم و عذا مفارقکم ان ابق فانا دمى و ان افن فالفناء میعائى و ان اعف فالعفوا لى قربة و هو لکم حسنة فاعفوا الا تحبون ان یغفرالله لکم و الله ما فجاءنى من الموت وارد کرهته ولا طالع انکرته و ماکنت الا کقارب ورد و طالب وجد و ما عندالله خیر للابرار .

وصیت من به شما این است که هیچ چیزى را براى خدا شریک قرار ندهید و همچنین به شما سفارش رسول خدا را مى کنم که سنتش را ضایع نکنند و این دو ستون مهم را برپا دارید در این صورت هیچ سرزنشى بر شما نخواهد بود.
من تا دیروز صاحب و همنشین شما بودم و امروز، در بستر شهادت براى شما پند و عبرت هستم . (که شما نیز چنین روزى دارید) و فردا از میان شما خواهم رفت . اگر زنده بمانم که خودم صاحب خون خودم هستم و اگر بمیرم ، به من وعده مرگ داده شده و اگر ببخشم و عفو کنم ، پس عفو براى من ، سبب تقرب و براى شما نیکوکارى است . پس عفو کنید؟ آیا دوست ندارید که خدا شما را بیامرزد؟ به خدا سوگند از این که مرگ ناگهانى به سراغ من آمده است از آن ناراحت نیستم . من درست مثل کسى مى مانم که در شب تار دنبال آب گشته باشد و آن را پیدا کند و اکنون گم شده ام را یافته ام (و ما عندالله خیر للابرار) آن نعمت هایى که در نزد خدا براى خوبان هست از هر چیزى بهتر و برتر است .

این جا به على چشم امید هم باز است 

اینک از کوفه برویم نجف . این اشعار در چهار چوب درب حرم مطهر نوشته است .
این جا به على ، چشم امید همه باز است                       این درگه آن پادشه بنده نواز است
آرند سوى کعبه نماز اهل جهانى                                   صد کعبه در این جا به طواف است و نماز است
گردد به ره معرفتش پاى خرد لنگ                                   از بس که در این راه نشیب است و فراز است
یک شعله ز شمع حرم محترم اوست                              این مشعل خورشید که در سوز و گداز است
اى تابع قرآن ! تبعیت ز على کن                                     قرآن همه راز است و على کاشف راز است
جز او که بود عالم اسرار دو عالم                                    بى پرده به اظهار سلونى که مجاز است
اینجا است حق و حق طلبان جمله به گردش                     اجماع ، دیگر معرکه شعبده باز است
آدم دیگر از روضه رضوان نکند یاد                                    کاسوده در این بارگه عرش طراز است

امیرمؤ منان علیه السلام در بستر شهادت 

برادران شنیدند امیرمؤ منان علیه السلام در بستر شهادت ، اصحاب دورش بودند. اهل بیتش بودند. شیر طلبید دادند و نوشید. آب مى طلبید؛ حاضر بود. آن حضرت حال یک یک آنها و آینده آنان را مى دانست ولى نمى دانم حضرت زینب که خیلى بى تابى مى کند، گریه و ناله مى کند خبر از روز عاشورا و روز یازدهم محرم سال 61 هجرى دارد یا نه یعنى درست بیست و یک سال دیگر. آرى امروز یک زخم - اگر چه مؤ ثر و کارى بیشتر بر فرق پدر نمى بیند؛ ولى عصر عاشورا چشمش به جسد بدون سر و قطعه قطعه و بدون لباس برادر افتاد خدایا چه مى بینم ! این همان حسین است که جایش روى سینه پیامبر بود. یوم على صدر المصطفى و یوم على جدث الثرى . لذا دید بهتر از همه خود رسول الله است که طرف خطاب قرارش دهد و به همه مردم بفهماند این حسینى که کشته اید و به این حال افتاده است ، نور چشم رسول خدا است رو برگردانید طرف مدینه و از ته جگر ناله زد:

یا رسول الله هذا حسینک مرمل بالدماء مقطع الاعضاء مجذوذ الراءس من القضاء، مسلوب العمامه و الرداء

ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان                 بر پیکر شریف اما زمان فتاد
بى اختیار ناله هذا حسین از او                   سر زد چنانکه آتش از او در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعة البتول                رو کرد در مدینه که یا ایهاالرسول
این کشته فتاده به هامون حسین توست      وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این ماهى فتاده به دریاى خون که هست      زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
وین نخل تر کز آتش جانسوز تشنگى            دود از زمین رسانده ، به گردون حسین توست
این خشک لب فتاده ممنوع از فرات              کز خون او زمین شده ، جیحون حسین توست

لاحول ولاقوة الابالله العلى العظیم

کلمات کلیدی: