تاریخ ارسال:08:18 - 1395/10/22 شناسه: 1123

مقام علمی حضرت فاطمه زهرا

حضرت زهرا سلام الله علیها
فضایل و کمالات حضرت زهرا سلام الله علیها، مانند فضایل سایر معصومان است چون آن حضرت دختر خاتم پیامبران است که برای تولدش رسول خدا چنین بشارت داده شد: «انا اعطیناک الکوثر: مابرای تو خیرفراوان عطا کردیم» برای درک مقام معنوی و فضایل آن حضرت کافی است...

مقام علمی حضرت فاطمه زهرا

فضایل و کمالات حضرت زهرا سلام الله علیها، مانند فضایل سایر معصومان است چون آن حضرت دختر خاتم پیامبران است که برای تولدش رسول خدا چنین بشارت داده شد: «انا اعطیناک الکوثر: مابرای تو خیرفراوان عطا کردیم» برای درک مقام معنوی و فضایل آن حضرت کافی است که روایات رسیده از پیامبر اکرم صل الله علیه و اله را از خاطر بگذرانیم. فاطمه بهترین زنان دو عالم است، افضل از همه بانوان جهان از مقام عصمت کبری برخوردار بود، و از هر حیث نسبت به بانوان جهان برتری و الگوی زنان بعد از خود است «فاطمه سیدة زنان عالمین است».

چنانکه در روایات فراوان آمده است، حضرت زهرا تنها بانویی بود که در شأن همسری امیرمؤمنان بود و اگر علی نبود برای زهرا کفوی نبود، این روایت و روایتهای دیگری که در منابع حدیثی درباره مقام و فضیلت حضرت زهرا آمده است همه نشانگر این است که این بانو فضایل و مقام معنوی و علمی بسیار بالایی داشت. از نظر علمی در حدّی بود که سایر ائمه در آن درجه قرار داشتند، اگر آن بانو هم کفوی غیر از علی نداشت این حقیقت بیانگر عظمت علمی حضرت زهرا(س) است.

از امام صادق  علیه السلام  نقل شده که سؤال فرمود: آیا میدانید تفسیر کلمه «فاطمه» چیست؟ راوی گوید: خیر مولایم مرا به تفسیر آن آگاه فرمایید. فرمود یعنی که شرّ و بدی در وجود او راهی ندارد و اگر برای همسری این بزرگوار علی نبود تا قیامت کسی همشأن ایشان نمیشد[1] مقام علمی آن حضرت نیز چونان علی(ع) بعد از پیامبر سرآمد تمام بشریت است اگرچه عرصه را به آن حضرت به قدری تنگ نمودند که اندکی پس از پدر مهربانش دنیا را ترک کرد و با پهلوی شکسته به حضور پدرش شتافت.

«الله لقد فطمها الله تبارک و تعالی بالعلم و عن الطمث بالمیثاق: خداوند آن با نور را از علم مملو ساخت و از ناپاکیهای زنان در عالم در منع کرد و مبرا نمود.»[2]

«به خدا سوگند خداوند متعال آن حضرت را به قدری در علم وسعت و ظرفیت داد که از علم بشری بینیاز نمود و هرگز نیازی به آموختن از دیگران نداشته باشد زیرا پدرش اولین معلم اسلام است و آخرین پیامبر است که خداوند او را با دین کامل و کتاب آسمانیش به سوی بشریت فرستاد».[3]

همچنانکه علی می فرمود: «بپرسید از من از هر چیزی که نمیدانید و از هر چیزی که می خواهید زیرا که در این سینة من علومی انباشته شده که از پیامبر فراگرفتهام و همواره دنبال مردمی هستم که لیاقت داشته باشد، تا آن را به آنها بیاموزم. فاطمه نیز از این مقام رفیع علمی برخوردار بود، چون همشأن با علی در تمام فضایل معنوی و علمی بود، اگر ما به خطبه آن حضرت که دربارة دفاع از ولایت که در مسجد ایراد فرمود خوب تأمل کنیم خطبه اش را همسنگ خطبه های امیرمؤمنان خواهیم یافت.[4]

مرحوم مجلسی دربارة تفسیر حدیث امام باقر علیه السلام که فرمود: «فطمها الله بالعلم» یعنی به سبب کثرت علم از جهل بریده شد و به قدری علم دارد که جهالت هرگز در آن راه ندارد و از آغاز آفرینش برخوردار از علوم ربانی شده[5] بنابراین با توجه به اینکه آن حضرت تنها دختر پیامبر اکرم بوده است که فرزندانش امامان معصومی چون حسن و حسین هستند که هر یک معدن و مخرن علوم الهی بودند و در حضور آن بانو تعلیم و تربیت دیده بودند.

از طرفی آن بانو تنها هم شان امیرمؤمنان(ع) بود و از هر جهت خصوصاً از جهت علمی و همچنین یازده امام معصوم که وارث علم الهی هستند، فرزندان آن حضرت هستند و تمام آنها به فضائل آن حضرت تصریح کردهاند و آن حضرت در تمام فضائل با آنها شریک است[6] و آنها وارث علم فاطمه (س) هستند که مصحف فاطمه به آنها رسید.

چند داستان در مورد زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیها

اصل پوشش ظاهر(حجاب) و دارا بودن صفت کمالی عفاف برای زن مؤمنه یکی از وظایف دینی و انسانی به شمار می رود که زنان مسلمان جهت حفظ تقوی و کسب رضایت خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و ابراز بندگی خدا از طرفی، و جهت حفظ امنیت اخلاقی اجتماع از سوی دیگر باید ملتزم به آن باشند.

یکی از پیام های صریح زندگی فاطمه زهرا سلام الله علیها اهمیت دادن آن بانوی گرامی به حجاب و پوشش در حد فوق العاده می باشد که در این مختصر به ذکر دو روایت کفایت می کنیم.

1. از امام کاظم علیه السلام روایت است که علی علیه السلام فرمود: نابینائی اجازه خواست و بر فاطمه سلام الله علیها وارد شد پس حضرت زهرا خود را از او پوشاند، رسول خدا صلی الله علیه و آله به وی فرمود: برای چه خود را از او می پوشانی در حالی که تو را نمی بیند؟ فاطمه سلام الله علیها عرض کرد: اگر او مرا نمی بیند همانا من او را می بینم و وی بوی مرا استشمام می کند. آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: گواهی می دهم که بی شک تو پارة تن منی.[7] از این روایت علاوه بر پوشاندن بدن، لزوم پوشش بوی عطر زنان هم از مردان نامحرم فهمیده می شود.

2. و نیز علی علیه السلام می فرمایند: خدمت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بودیم، آن حضرت پرسید چه چیزی برای زنان نیکو و رواست؟ حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: «خیر للنساء أن لا یرین الرجال و لا یراهنّ الرجال.»[8]  آنچه برای زنان نیکوست اینکه بدون ضرورت مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز او را ننگرند.

حضرت زهرا سلام الله علیها در عبادت و عصمت به حدّی رسیده بود که در حدیث متفق میان شیعه و اهل سنت آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در رابطه با عصمت و عبادت آن حضرت فرمودند: «إن الله یغضب لغضبک فاطمة و یرضا لرضاک» ای فاطمه سلام الله علیها: خداوند با خشم تو خشم می کند و با رضای تو راضی می شود.[9] آن حضرت گاهی تا صبح مشغول عبادت می شد، حضرت امام حسن علیه السلام می فرمایند: شب جمعه ای دیدم که مادرم همواره در رکوع و سجود بود تا اینکه صبح شد و می شنیدم که برای مردان و زنان مؤمن دعا می کرد و نام می برد ولی برای خود دعا نکرد. گفتم: ای مادر چرا برای خویش دعا نمی کنی همانگونه که برای دیگران دعا می کنی؟ فرمود: پسرم اوّل همسایه بعد خانه.[10]

این روایات علاوه بر اینکه تأکید بر شب زنده داری ها و عبادتهای آن حضرت دارد می رساند که حضرت زهراء نسبت به اطرافیان و همسایگان خویش بی تفاوت نبودند و همواره در حقّ بندگان خوب خدا خیرخواه و برای رفع حوائج آنان دعا می کردند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد دخت گرامیش می فرمود: فاطمه حوریه ای انسانی است، هرگاه در محراب در مقابل خداوند خویش می ایستد. نور او برای ملائکه آسمان همچون نور ستاره ها برای اهل زمین می درخشد، خداوند عزوجل می فرماید: ای فرشتگان من بنگرید به بندة من فاطمه، سرور بندگانم، که در مقابل من ایستاده و بند بند بدن او از خوف من می لرزد و با خشوع قلب خود به عبادت من روی آورده است، شما را گواه می گیرم که شیعیان او را از آتش جهنم امان دادم.[11]

حسن بصری با اینکه از طرفداران اهل بیت علیهم السلام نیست می گوید: در این امت کسی عابدتر از فاطمه سلام الله علیها نبود، آنقدر به عبادت می ایستاد که قدمهایش وَرم می نمود.[12]

حضرت زهرا سلام الله علیها در لحظات آخر عمر خویش همچون ایام گذشته مشغول عبادت و راز و نیاز با حضرت احدیت بود و شیعیان و پیروان اسلام و نیز در حقّ گنهکاران و خطا پیشه گان امت اسلامی دعا می کرد و طلب مغفرت برای آنان از بارگاه خداوند متعال داشت. اسماء همسر جعفر طیار نقل می کند که در لحظه های آخر عمر حضرت زهراء سلام الله علیها متوجه آن بزرگ بانوی عالم بودم، ابتداء غسل کرد و لباسهایش را عوض نمود و در خانه مشغول راز و نیاز با خدا شد. جلو رفتم، فاطمه سلام الله علیها را دیدم که رو به قبله نشسته و دستها را به سوی آسمان بلند کرده و چنین دعا می کند: «إلهی و سیدی أسئلک بالّذین اصطفیتهم و ببکاء ولدی فی مفارقتی أن تغفر لعصاة شیعتی و شیعة ذریتی. پروردگارا، بزرگوارا، بحقّ پیامبرانی که آنها را برگزیدی و به گریه های فرزندانم در فراق من، از تو می خواهم گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشائی».[13]

و اینها خود بزرگترین درس از زندگی سرشار از ایمان آن حضرت می باشند که می توانند تحولّی عمیق در دلهای خفته و پژمرده از غفلت و نادانی انسانها در تمامی قرون و بالاخص در عصر حاضر ایجاد کنند. امید است با پیروی از ائمه اطهار علیهم السلام بتوانیم زندگی پر از معنویت و ایمان برای خود و جامعه خود بسازیم. در پایان حدیثی از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در رابطه با حضرت زهراء سلام الله علیها ذکر می کنیم. انشاءالله که بتوانیم در زمرة محبان واقعی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام قرار گیریم.

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «من أحب فاطمه ابنتی فهو فی الجنة معی و من أبغضها فهو فی النار. یا سلمان، حبّ فاطمه ینفع مائة من المواطن: رسول خدا صلی الله علیه و آله به سلمان فرمودند: ای سلمان، هر کس دخترم را دوست بدارد او بامن در بهشت است و هر کس او را دشمن بدارد او در آتش است. ای سلمان، حبّ فاطمه سلام الله علیها در صد جایگاه سود می دهد، آسانترین آن جایگاه ها مرگ و قبر و میزان و صراط و محاسبه است. هر کس از او، دخترم راضی باشد من از او راضیم و هر کس من از او راضی باشم خدا از او راضی باشد و هر که بر او خشم کند من بر او خشم کنم و هر کس بر او خشم نمایم خدا بر او خشم کند. ای سلمان، وای بر کسی که به او و شوهرش ستم کند. وای بر کسی که به ذرّیة او ستم کند.»[14]

تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها

روایتی در کتاب های متعدد از جمله «من لا یحضر الفقیه» آمده که امیر مؤمنان علی علیه السلام خطاب به مردی از بنی سعد فرمود: این جریان را از خود و فاطمه به شما می گویم: فاطمه نزد من بود و فاطمه کسی بود که در امور زندگی و کار منزل بسیار زحمت می کشید، با مشک آب می آورد، و آسیاب می کرد تا این که دست او زخم می شد، خانه را جارو می کرد تا این که لباس او غبارآلود می شد، و در کارهای پختن غذا زحمت می کشید و از این جهت بسیار خسته و لباس های او از دود هیزم سیاه می شد. من روزی به او گفتم اگر نزد پدرتان بروید و از او خدمت کاری بخواهید که در کارهای منزل به شما کمک کند، شاید از این زحمت ها مقداری راحت شوید.

فاطمه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت، دید افرادی در حضور پیامبر هستند. فاطمه حیاء کرد و چیزی به پیامبر نگفت و برگشت، اما پیامبر فهمید که فاطمه برای کاری آمده بوده است. فردای آن روز، حضرت آمد و فرمود: یا فاطمه دیروز برای چه کاری نزد من آمده بودی؟ ما ترسیدیم که اگر چیزی نگوییم شاید حضرت بلند شود و برود، لذا جریان را مطرح کردیم و کارهای سنگینی را که فاطمه در منزل انجام می داد و سبب خستگی او می شد با حضرت بازگو نمودیم. حضرت در پاسخ فرمود: آیا به شما چیزی که از خدمت کار منزل بهتر باشد نیاموزم؟ بعد فرمود: 34 مرتبه «الله اکبر»، و 33 مرتبه «الحمد لله» و 33 مرتبه «سبحان الله» بگویید. بعد فاطمه سر بلند کرد و سه بار گفت: ما از خدا و رسول خدا راضی شدیم.[15] این اصل جریان بوجود آمدن تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها بود اما به دلیل اهمیت این ذکر شریف، چند نمونه از روایاتی را که درباره فضیلت آن وارد شده بازگو می کنم.

1. امام صادق علیه السلام فرمود: «من سبح تسبیح فاطمة سلام الله علیها غفرالله له: یعنی هر کسی تسبیح حضرت فاطمه بجا آورد خداوند گناهان او را می آمرزد.»[16]

2. نیز امام صادق علیه السلام فرمود: «تسبیح الزهراء فاطمه سلام الله علیها فی دبر کل صلاة احبّ الی من صلاة الف رکعةٍ فی کل یوم: یعنی بجا آوردن تسبیحات حضرت فاطمة زهرا در تعقیب هر نماز برای من از هزار رکعت نماز در هر روز محبوب تر است.»[17]

3. یکی از روات می گوید نزد امام صادق علیه السلام از سنگینی گوشم شکایت کردم. حضرت فرمود: «علیک بتسبیح فاطمه سلام الله علیها: یعنی بر شما باد به گفتن تسبیحات حضرت زهرا.»[18]

 پی نوشت ها:

[1]  موسوی، محمد کاظم، فاطمه از مهد تا لحد، نشر آقاق، چاپ چهارم، 1371، ص65.

[2]  مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص14، 15، و رحمانی همدانی، فاطمه الزهرا و بهجه قلب المصطفی، تهران، مرضیه، چاپ دوم، 1372ش، ص149.

[3]  موسوی، محمدکاظم، پیشین، ص 64.

[4]  ر.ک: خطابة فدک، عزالدین زنجانی، شرح خطبه حضرت زهرا، مشهد، چاپ اول، ص40.

[5]  مجلسی، پیشین، ج 43، ص65، 101. و ر.ک: رحمانی همدانی، پیشین، ج43، ص14.

[6]  ر.ک: رحمانی همدانی، پیشین، ص37، 60 و ص9، 13. فضائل حضرت زهرا از زبان فرزندانش.

[7]  قزوینی، سید محمدکاظم، فاطمة الزهرا از ولادت تا شهادت، ترجمه علی کرمی، انتشارات نشر مرتضی، چاپ چهارم، 1382ش، ص330.

[8]  نیلی پور، مهدی، فرهنگ فاطمیه، اصفهان، انتشارات مرکز فرهنگی شهید مدرس، چاپ سوم، 1382ش، ص250.

[9]  شیخ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری با علام الهدی، مؤسسه آل البیت، لإحیاء التراث، چاپ اول، 1417ق، ج1، ص294.

[10]  علامه مجلسی، تاریخ چهارده معصوم(ع)، چاپ نهم، انتشارات سرور، 1382ش، ص193.

[11]  قزوینی، سیدمحمدکاظم، فاطمة الزهرا از ولادت تا شهادت، ترجمه علی کرمی، انتشارات نشر مرتضی. چاپ چهارم، 1382ش، ص301.

[12]  همان.

[13]  فرهنگ فاطمیه، همان، ص15.

[14]  همان، ص13.

[15]  شیخ صدوق، محمد، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص 320.

[16]  حلی، وسایل الشیعه، قم، نشر مؤسسه اهل البیت، 1416 ق، ج 6، ص 439، کتاب صلوة، باب 7.

[17]  مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، نشر دار احیاء، 1403هـ ق، ج 82، ص 332.

[18]  همان، ص

منبع: hawzah.net334